نامه [ به آقاى محمد على گرامى ( تأسف از بىتفاوتى برخى از علما ) ]
زمان : 1350 ه . ش . / 1391 ه . ق
مكان : نجف
موضوع : تأسف از بىتفاوتى برخى از علما نسبت به وحدت و اظهار نظر در مورد انجمن حجتيه مخاطب : گرامى ، محمد على
بسمه تعالى
خدمت جناب مستطاب عماد الاعلام و ثقة الاسلام آقاى گرامى - دامت افاضاته
مرقوم شريف و اصل و از مطالبش مطلع شدم . مرقوم شده است چند نامه فرستادهايد و جواب ندادهام . جز يك نامه از شما در نظر ندارم و نمىدانم جواب دادهام كه نرسيده است مثل بسيارى از نامهها يا غفلت شده است ؛ در هر صورت احتمالات اصولى كه داده بوديد هيچ يك در ذهن اين جانب نبوده و نيست و از جنابعالى نگرانى نداشته و ندارم . مراسلات را شايد اكثراً حتى مسافرين نرسانند و اگر احيانا برسد جواب هم به همين سرنوشت مبتلا است ؛ اما راجع به بىمهرى بعض آقايان مهم نيست ، اگر شما به تكليف خود عمل كنيد و حساب شما نزد خداى تعالى روشن باشد . اين جانب با زحمات طاقت فرسا مىخواستم سوء ظن موجود در طبقات مختلفه سيّما « 1 » تحصيل كرده و دانشگاهى را نسبت به علماى دين مرتفع كنم يا تخفيف دهم ؛ لكن خود آقايان راضى نيستند يا بعض آنها
وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ
« 2 » و بعض مطلب را شايد ادراك نكردهام . راجع به شخصى « 3 » كه مرقوم شده بود جلساتش « 4 » ضررهايى دارد ؛ از وقتى مطلع شدهام ، تأييدى از او نكردهام و ان شاء اللَّه تعالى نمىكنم . در خاتمه از جنابعالى اميد دعاى خير دارم و علاقهء من به امثال جنابعالى محفوظ است . و السلام عليكم و رحمة اللَّه .
روح اللَّه الموسوي الخمينى
هامش
( 1 ) - خصوصاً .
( 2 ) - سورهء بروج ، آيه 20 : « و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد » .
( 3 ) - آقاى محمود حلبى .
( 4 ) - جلسات انجمن حجتيه .