نامه [ به يكى از دوستان ( شهريهء طلاب ) ]
زمان : 27 دى 1348 / 9 ذى القعدة 1389
مكان : نجف
موضوع : شهريهء طلاب
مخاطب : نامشخص
بسمه تعالى
به عرض مىرساند ، مرقوم محترم و اصل ، سلامت و توفيق جنابعالى را خواستار است . در موضوعى كه مرقوم شده بود اين جانب با اين نحو عمل مخالف هستم و عدم را بهتر از اين نحو مىدانم . و علاوه بر فرض كه از اين جهت فارغ شوم ، قضيهء وجه همان نحو كه مرقوم شده بود مورد اشكال است . با اين وضع كه شايد درست حتى جنابعالى هم مطلع نباشيد ، تقريباً بايد گفت كه اشخاص مهم كه كمكهاى وافى مىكردند براى اخافهء اشخاص - چه دستگاه و چه غير آن - از پرداخت خوددارى كردهاند . از اصفهان ، كه يكى از محالّى است كه اگر محذورى نبود شايد اين جانب را از غير مستغنى مىكرد ، جزئياتى مىرسد كه كارى از آن ساخته نيست . مقصود من از اين جملات نه آن است كه در نظرم خيلى اين مسائل مورد اهميت است بلكه براى آن است كه آقايان گمان نكنند كه شهريه در نجف و قم دادن ميسور است ؛ و قطع اينجا را هم ديگر نمىتوانم بكنم و مصلحت هم نيست ، و ادامهء هر دو ميسور نيست . « و الامر الى اللَّه تعالى و لَعَلَّهُ يحدث بعد ذلك امراً » . « 1 » و السلام عليكم .
مبلغ يك هزار تومان از جنابعالى و يكصد و سى تومان ديگر و اصل شد . از جنابعالى اميد دعاى خير دارم . 9 شهر قع 89
هامش
( 1 ) - امر به خداى تعالى واگذار است و باشد كه بعد از اين ، فرجى ايجاد نمايد .