احاطهء قدرت و سلطنت خود را به ما نشان ده و نواقص ما را به ما بنما . تو معنىِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ *
را به ما بيچارههاى غافل ، كه همهء محامد را به خلق نسبت مىدهيم ، بفهمان . تو قلوب ما را آشنا كن به اينكه هيچ محمدهاى از مخلوق نيست . تو حقيقتِ
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ
« 1 » . را به ما بنما . تو كلمهء مباركهء توحيد را به قلوب قاسيهء مكدرهء ما وارد كن . ما اهل حجاب و ظلمتيم و اهل شرك و نفاق ، ما خودخواه و خودپسنديم ، تو حب نفس و حب دنيا را از دل ما بيرون كن . تو ما را خداخواه و خداپرست كن .
إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 2 » .
فصل در بيان آنكه منشأ عجب حب نفس است
بدانكه رذيلهء عجب از حب نفس پيدا شود ؛ چون كه انسان مفطور به حب نفس است و سرمنشأ تمام خطاهاى انسانى و رذائل اخلاقى حب نفس است . و از اين جهت است كه انسان اعمال كوچك خودش به نظرش بزرگ آيد و خود را به واسطهء آن از خوبان و خاصان درگاه حق شمارد ، و خود را به واسطهء اعمال ناقابل مستحق ثنا و مستوجب مدح داند ؛ بلكه قبايح اعمالش گاهى در نظرش نيكو جلوه كند ؛ اگر از غيرْ اعمال بهتر و بزرگتر از اعمال خود ديد ، چندان اهميت نمىدهد و هميشه انسان كارهاى خوب مردم را تأويل به يك مرتبه از بدى مىكند ، و كارهاى زشت و ناهنجار خود را تأويل به يك مرتبه از خوبى مىكند . نسبت به خلق خدا بدبين است ، ولى نسبت به خودش خوشبين .
به واسطهء اين حب نفس با يك عمل كوچك مخلوط به هزار كثافت و مبعّدات خود را طلبكار حق تعالى و مستوجب رحمت داند . خوب است اكنون ما قدرى در اعمال حسنهء خود تفكر كنيم و افعال عباديه كه از ما صادر مىشود قدرى در تحت اعتبار عقل آورده با نظر انصاف به آنها نظر كنيم ببينيم آيا به واسطهء آنها ما مستوجب مدح و ثنا و
هامش
( 1 ) - « هر نيكويى به تو رسد از جانب خداست ، و هر زشتى به تو رسد از خود تو است » . ( النساء ( 4 ) : 79 )
( 2 ) - آل عمران ( 3 ) : 26 .