قوله : «
طوبى »
؛ جوهرى گويد : « طوبى ، بر وزن فُعْلى ، از « طيب » است ؛ « ياء » آن قلب به « واو » شده براى ضمّهء ما قبل آن » « 1 » . و در مجمع است كه « طوبى لَهُم » يعنى طيب عيش براى آنها است . و گفته شده كه « طوبى » خير و منتهاى آرزو است . و بعضى گفتهاند :
طوبى اسم درختى است در بهشت . و گفته شده كه طوبى هم بهشت است به لغت اهل هند . و طوبى لك و طوباكَ ، به اضافه ، استعمال شود . و در خبر است از رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - كه « طوبى درختى است در بهشت كه اصل آن در خانهء من است و فرع آن در خانهء على ، است » « 2 » .
قوله : «
ويل »
؛ جوهرى گويد : « ويح » كلمهء رحمت است ، و « وَيْل » كلمهء عذاب است . و يزيدى گويد : آنها به يك معنا هستند . و وَيْلٌ لِزَيْدٍ وَوَيْحٌ لِزَيْدٍ به رفع توان خواند ، بنابر ابتدائيت ؛ و به نصب توان خواند ، به تقدير فعلى ، چون ألزَمَهُ اللَّه الْوَيْلَ « 3 » . و بعضى گويند : « وَيْل » يك وادى است در جهنم كه اگر كوه را در آن اندازند از شدت حرارت آب شود « 4 » . و بعضى گويند : اسم چاهى است در جهنم « 5 » .
فصل در بيان آنكه هر يك از خير و شرّ متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن ، و در آن است اشاره به كيفيت وقوع شرّ در قضاى الهى
بدانكه در علوم عاليه به وضوح پيوسته كه نظام وجود در اعلى مرتبهء از كمال و خيريّت و اقصى مدارج حسن و جمال است . و اين به ضربى از برهان لمّى به طريق اجمال ، و طور ديگر از بيان بهطور تفصيل ، ثابت است ؛ گرچه اطلاع بر تفصيل آن مختص به ذات منشى آن - تَقَدَّسَت أسماؤهُ - يا به وحى و تعليم الهى است . و آنچه
هامش
( 1 ) - الصحاح ، ج 1 ، ص 173 ، مادهء « طيب » .
( 2 ) - مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 110 ، مادهء « طيّب » .
( 3 ) - الصحاح ، ج 1 ، ص 417 ، مادهء « ويح » .
( 4 ) - الصحاح ، ج 5 ، ص 1846 ، به نقل از عطاء بن يسار .
( 5 ) - القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 68 ؛ تاج العروس ، ج 15 ، ص 789 .