ضعيف قاصر رسيده . و آن اين است كه بندگان خداوند يا عرفا و اوليايند و در سير الى اللَّه منسلك در سلك ارباب قلوب شدند ؛ و اين دسته از بندگان مجذوب حق و شيفتهء جمال بىمثال اويند و قبلهء توجه و آمال آنها ذات مقدس حق است و نظر به غير او از عوالم ، حتى خود و كمال خود ، ندارند .
و يا منغمر در زخارف دنيا و مستغرق در ظلمات حبّ جاه و مال ؛ و وجههء قلوبشان انانيّت و انيّت خود است بدون آنكه توجهى به عالم قدس و نظرى به محفل انس داشته باشند . وَهُمُ المُلحِدُونَ فِي أَسْمَاءِ اللَّه « 1 » .
و طايفهء سوم مؤمنين هستند كه آنها به حسب نور ايمان متوجه به عالم قدس هستند ، و به حسب توجهشان به اين عالمْ كراهت از موت دارند . و خداوند از اين تجاذب مُلكى و ملكوتى و الهى و خَلقى و آخرتى و دنيايى تعبير به « ترديد » فرموده ؛ چنانچه در ترديدْ اين تجاذب به طرفين قضيه موجود است ؛ كأنّه فرموده است در هيچ موجودى از موجودات اين تجاذب ملكى و ملكوتى مثل بندهء مؤمن نيست : از طرفى كراهت موت دارد براى توجهش به عالم مُلك ؛ و [ از طرفى ] جاذبهء الهيه او را جذب به خويش كند براى رساندن او را به كمالش . پس ، حق تعالى كراهت مسائت او دارد كه مساوق با بقاى اوست در مُلك ؛ و خود كراهت موت دارد . اما مردم ديگر چنين نيستند ، زيرا كه اوليا جاذبه ملكى ندارند ، و منغمرين در دنيا جاذبهء ملكوتى را فاقدند .
و نسبت اين تجاذب به حق براى همان است كه در وجه سابق مذكور شد . و در اين مقام محقق كبير ، سيد جليل داماد ، و تلميذ بزرگوار « 2 » او تحقيقاتى دارند « 3 » كه ذكر آن موجب تطويل است .
هامش
( 1 ) - اقتباس از آيهء :وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ؛ « همهء اسمهاى نيكو از آن خداست و رها كنيد آنان را كه نسبت به اسماء الهى الحاد مىورزند » . ( الأعراف ( 7 ) : 180 )
( 2 ) - حكيم الهى ميرداماد و ملاصدرا شاگرد وى .
( 3 ) - ر . ك : القبسات ، ص 469 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 6 ، ص 395 .