در ظلمات و تاريكىها به نور استعانت كنند ، در ظلمات جهل و تاريكىهاى ضلالت به نور هدايت قرآن بايد هدايت جُست » .
وَمِنَ الْمَجالِسِ بِإسْنادِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤمِنِينَ - عليه السلام - فِي كَلَامٍ طَوِيلٍ فِي وَصْفِ الْمُتَّقِينَ : «
وإذا مروا بآية فيها تخويف ، أصغوا إليها مسامع قلوبهم و أبصارهم ، فاقشعرت منها جلودهم ، ووجلت قلوبهم ، فظنوا أن صهيل جهنم و زفيرها و شهيقها في أصول آذانهم . وإذا مروا بآية فيها تشويق ، ركنوا إليها طمعا ، وتطلعت أنفسهم إليها شوقا ، وظنوا أنها نصب أعينهم » « 1 » .
« اهل تقوا وقتى به آياتى رسند كه در آن اخافه است ، چشمها و گوشهاى دل را به آن باز كنند ، و لرزه بر اندام آنها افتد ، و دل آنها از ترس بتپد بهطورى كه گمان كنند كه صداى هولناك جهنم و نفسهاى زَفير و شهيق آن پيش گوش آنهاست . و وقتى به آيهء رحمت رسند ، اعتماد به آن كنند ، و چشم طمع به آن باز كنند ، و دل آنها از شوق پرواز كند چنانچه گمان كنند آن وعدهها حاضر است » .
و معلوم است كسى كه تفكر و تدبر در معانى قرآن كرد ، در قلب آن اثر كند و كم كم به مقام متقين رسد . و اگر توفيق الهى شامل حالش شود ، از آن مقام نيز بگذرد و هر يك از اعضا و جوارح و قواى آن آيهاى از آيات الهيه شود . و شايد جَذَوات و جذبات خطابات الهيه او را از خود بى خود كند و حقيقت
« إقرأ و اصعد » « 2 »
را در همين عالم دريابد تا آنكه كلام را بىواسطه از متكلمش بشنود ، و آنچه در وهم تو و من نايد آن شود .
در اخلاص در قرائت است
و از آداب لازمهء قرائت قرآن كه در تأثير در قلوب سمت ركنيّت دارد و بدون آن هيچ عملى را قيمتى نيست ، بلكه ضايع و باطل و موجب سخط الهى است ، اخلاص است كه سرمايهء مقامات اخرويه و رأس المال تجارت آخرت است . و در اين باب نيز در اخبار
هامش
( 1 ) - الأمالي ، صدوق ، ص 458 ، مجلس 84 ، حديث 2 ؛ وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 172 ، « كتاب الصلاة » ، « أبواب قراءة القرآن » ، باب 3 ، حديث 6 .
( 2 ) - ر . ك : صفحه 561 ، پاورقى 1 .