عيناً و شهوداً . و البته در اين رتبه ، سالك به هر مرتبه كه هست حفظ حضور حق كند و از مخالفت آن ذات مقدس خوددارى نمايد ؛ زيرا كه حفظ حضور و محضر از فطرتهايى است كه خلق بر آن مفطورند ، و هرچه انسانى بىحيا باشد غيبت و حضورش با هم فرق دارد ؛ خصوصاً كه حضور مُنعم عظيمِ كامل باشد كه در فطرتْ حفظ حضورِ هر يك مستقلًا ثبت است .
در بيان اختلاف مردم در حفظ حضور حق
و بايد دانست كه هر يك از اهل ايمان و سلوك و عرفان و ولايت بهطورى حفظ حضور و حضرت كنند كه خاص به خود آنهاست . چنانچه مؤمنين و متقين حفظ حضور را به ترك نواهى و اتيان اوامر دانند ؛ و مجذوبين به ترك توجه به غير و انقطاع تامّ كامل دانند ؛ و اوليا و كمّل به سلب غيريت و نفى انانيت دانند .
و بالجمله ، يكى از مقامات شامخهء اهل معرفت و اصحاب قلوب ، مشاهدهء حضور حق و حفظ حضرت است ، چنانچه با مشاهدهء كيفيت علم فعلى حق و فناى اشيا در ذات حق و حضور موجودات در پيشگاه مقدس و فهم اينكه دار تحقق محضر ربوبيت است ، حفظ محضر نمايند به هر مقام كه هست . و اين نيز از فطريات است .
و به مقام اوّل اشاره فرموده است رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - در وصيتى كه به حضرت امير - عليه السلام - فرموده كه ما اكنون به شرح آن مشغوليم ، و در حديث شريف اسحاق بن عمّار ، بقوله صلّى اللَّه عليه و آله : «
والثالثة الخوف من الله عز ذكره كأنك تراه »
، وبقوله عليه السلام : «
خف الله كأنك تراه » .
و به مقام دوم اشاره فرموده است جناب صادق - عليه السلام - بقوله : «
وإن كنت لا تراه فإنه يراك » .
و به فطرت حفظ محضر اشاره فرموده است جناب صادق - عليه السلام - بقوله :
« و إن كنت تعلم أنه يراك . . . » .
و از براى خوف ، به حسب اختلاف مراتب اهل ايمان و سلوك و رياضت و عرفان ، مراتبى است كه از مراتب بزرگ آن خوف از عظمت و تجليات قهريه و جلاليهء حق است .