حدود شرع و عقل . يا از وَرَّعَ به معناى ردَّ مأخوذ باشد . يُقال : وَرَّعتُ الإبِلَ عَنِ الْماء . إذا رَدَدْتَها « 1 » ؛ زيرا كه نفس را ردّ مىكنى از مشتهيات خود و ارتكاب آنها .
قوله : «
لا تجتري »
از باب « افتعال » به معناى جسارت و شجاعت و كثرت اقدام در امور است . فى الصِّحاح عن أبي زيد : « الْجُرْأَةُ مِثالُ الْجُرْعَةِ الشَّجاعَةُ » . و نيز در صحاح است : الْجَرئُ ، المِقْدامُ « 2 » .
قوله :
« فجهدك »
« الجُهْدُ » ، بضمّ الجيم و فتحها ، الطاقَةُ وَالْمَشَقَّةُ . يُقالُ : جَهَدَ دابَّتَهُ وَأَجْهَدَها « 3 » . در وقتى كه آن را به سير واداشت فوق طاقتش . و « جَهْد » به معناى جدّيت و پافشارى نيز هست . و در اين حديث همهء معانى مناسب است .
قوله
« عليك بصلاة الليل »
« عَلَيكَ » اسم فعل است ؛ و استعمال مىشود به معناى فعل متعدى يا به جاى آن . عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ ، أَي الْزَمُوا . و بنابراين ، « باء » براى تأكيد و تقويت است نه براى تعديه . و در مجمع البحرين گفته است كه اگر با « باء » متعدى شد ، به معناى اسْتَمْسِكْ است « 4 » . و اين نحو تعبير در فارسى نيست . و در عربى در مقام مبالغه در شأن آن امر مىگويند . و شايد تعبير قريب به آن در فارسى چنين باشد : بچسب به فلان كار . و اما ترجمهء آن به مثلِ « بر تو باد به فلان » مطابق با تعبيرات متعارفه نيست . و ما ان شاء اللَّه بيان مناسبات حديث شريف را در ضمن مقدمه و چند فصل مىنماييم .
مقدمه در مهم بودن اين وصيت به جهات عديده
] در اين حديث شريف از جهات عديده معلوم مىشود كه اين وصيتهايى كه جناب رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - به جناب مولا امير المؤمنين - عليه السلام - فرمودند در نظر مباركشان خيلى مهم بوده .
هامش
( 1 ) - الصحاح ، ج 3 ، ص 1296 - 1297 ، مادهء « ورع » .
( 2 ) - الصحاح ، ج 1 ، ص 40 ، مادهء « جرأ » .
( 3 ) - الصحاح ، ج 2 ، ص 460 ، مادهء « جهد » .
( 4 ) - مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 306 ، مادّهء « علا » .