خوف دارند . زيرا كه خوف آنها از عظمت حق تعالى و جلالت آن ذات مقدس است ؛ چنانچه رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - مىفرمود :
« فأين هول المطلع » « 1 » !
و حضرت امير المؤمنين - سلام اللَّه عليه - در شب نوزدهم وحشت و دهشت عظيمى داشت « 2 » ، با آنكه مىفرمود : «
والله لا بن أبي طالب آنس بالموت من الطفل بثدي أمه » « 3 »
. « به خدا قسم كه پسر ابوطالب به مرگ مأنوستر است از بچه به پستان مادرش » .
بالجمله ، خوف آنها از امور ديگر است ؛ مثل خوف ما پابستگان به آمال و امانى و دل دادگان به دنياى فانى نيست .
[
تفاوت قلوب اوليا در قبول تجليات اسماء
] و قلوب اولياء نيز در كمال اختلاف است كه در تحت احصا و رشتهء تحرير نيايد . و ما اشارهء اجمالى به بعضى از آنها مىنماييم .
پس گوييم كه قلوب اوليا در قبول تجليات اسماء مختلف است ؛ چنانچه بعضى قلوب عشقى و شوقى است ؛ و حق تعالى در مثل آن به اسماء جمال تجلى فرمايد . و آن تجلىْ هيبت مشوب به شوق آورد ، و هيبتِ خوفْ از تجلى عظمت و ادراك آن است . دل عاشق در وقت ملاقات مىتپد و وحشتناك و خائف شود ، ولى اين خوف و وحشت غير از خوفهاى معمولى است .
و بعض قلوبْ خوفى و حزنى است ؛ و حق تعالى در آن قلوب به اسماء جلال و عظمت تجلى فرمايد ، و آن تجلى هَيمان آورد مشوب به خوف ، و حيرت مىآورد مشوب به حزن .
و در حديث است كه حضرت يحيى - عليه السلام - ديد كه حضرت عيسى - عليه السلام - مىخندد . با عتاب به او گفت : گويا تو مأمونى از مكر خدا و عذاب او . حضرت
هامش
( 1 ) - « پس چگونه خواهد بود وحشت روز حساب ! » ( مناقب آل أبي طالب ، ج 1 ، ص 290 ؛ البرهان في تفسير القرآن ، ج 4 ، ص 517 )
( 2 ) - مصنّفات الشيخ المفيد ، الإرشاد ، ج 11 ، الجزء الأوّل ، ص 11 ؛ بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 276 - 277 .
( 3 ) - نهج البلاغة ، ص 52 ، خطبهء 5 .