و اما فتح مطلق از مقامات خاصهء ختميه است ، و اگر براى كسى حاصل شود ، بالتبعيه و به شفاعت آن بزرگوار واقع مىشود .
و از اين بيانات معلوم شد كه از براى ذنب و گناه مراتبى است كه بعضى از آن از حسناتِ ابرار شمرده شود ؛ و بعضى براى خُلَّصْ ذنب است . و گويند كه رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - فرموده : «
ليران ( أو ليغان ) على قلبي ؛ وإني لأستغفر الله في كل
يوم سبعين مرة » « 1 »
. اين كدورتْ توجه به كثرت تواند بود ، ولى از قبيل خواطر بوده كه به زودى زائل مىشده . و در حديث است كه رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - از هيچ مجلسى بيرون تشريف نمىبرد مگر آنكه بيست و پنج مرتبه استغفار مىكرد « 2 » .
و از اين احاديث معلوم مىشود كه « استغفار » فقط منحصر به گناهِ منافىِ عصمت نيست ؛ و « مغفرت » و « ذنب » به اصطلاح عرف عام نيست . پس ، اين آيهء شريفه منافات بامقام معنويه ندارد ؛ بلكه مؤكد آن است ، زيرا كه از لوازم سلوك معنوى و عبور از مدارج و رسيدن به اوج كمال انسانى غفران ذنوبِ لازمهء مقامات و مدارج است ؛ زيرا كه هر موجودى در اين عالم است وليدهء همين نشئهء ملكيه و مادهء جسمانيه است و داراى تمام شؤون ملكى حيوانى و بشرى و انسانى است ، بعضى بالقوّه و برخى بالفعل ؛ پس ، اگر بخواهد از اين عالم به عالم ديگر و از آنجا به مقام قرب مطلق سفر كند ، بايد اين مدارج را طى كرده و از منازل متوسطه كوچ نمايد ؛ و به هر مرتبهاى كه رسد ، در آن مرتبه مغفور شود ذنوب مرتبهء سابقه ، تا در تحت تجليات ذاتيهء احديه تمام ذنوب مغفور گردد ، و ذنب وجودى كه مبدأ و منشأ تمام ذنوب است در ظل كبرياى احدى مستور گردد . و اين غايت عروج كمال موجود است . و در اين مقام موت و فناى تامّ دست دهد . و لهذا وقتى كه آيهء شريفهء
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
نازل شد ، رسول اكرم
هامش
( 1 ) - بيان السعادة ، ج 4 ، ص 91 ( ليران على قلبي . . . ) ؛ مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 320 ، « كتاب الصلاة » ، « أبواب الذكر » ، باب 22 ، حديث 2 ( ليغان على قلبي . . . ) .
( 2 ) - عن الصادق عليه السلام قال : « كانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم لَايَقُومُ مِنْ مَجْلِسٍ وَإِنْ خَفَّ حَتَّى يَسْتَغْفِرَ اللَّهَ خَمْساً وَعِشْرِينَ مَرَّةً » . ( الكافي ، ج 2 ، ص 504 ، « كتاب الدعاء » ، « باب الاستغفار » ، حديث 4 ، با اندكى تفاوت )