فيتوب الله عليه ، والغيبة لا تغفر حتى يغفرها صاحبها . . .
» ثُمَّ قالَ : «
وأكل لحمه من معاصي الله » « 1 »
. از اين دو جمله معلوم شود كه با قصد انتقاص مقصود است ؛ والّا اگر تلطفاً و ترحماً ذكرى از غير شود ، معصيت او نيست تا محتاج به آمرزش شود ، و اكل لحم او نيست .
و اعميّت غيبت از ذكر قولى نيز معلوم شود از روايت عايشه ، قالَتْ : دَخَلَتْ عَلَيْنا امْرأةٌ ؛ فَلَمّا وَلَّتْ ، أوْمَأتُ بِيَدي أنّها قَصيرَةٌ فَقَالَ صلّى اللَّه عليه و آله :
« اغتبتها » « 2 »
. عايشه گويد : « يك زنى پيش ما آمد ؛ چون رو برگرداند ، به دستم اشاره [ كردم ] كه كوتاه قامت است . رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود كه غيبت او را كردى » .
بلكه عرف از نفسِ اخبار غيبتْ خصوصيّت تلفظ را نمىفهمد ، بلكه آن را از جهت افهام نوعى مورد حرمت مىداند ؛ يعنى ، اختصاص تلفظ به « ذكر » از باب اين است كه غالباً غيبت با تلفظ واقع مىشود ؛ نه از جهت خصوصيت آن است .
باقى ماند يك مطلب : و آن اين است كه از اطلاق بسيارى از اخبار معلوم مىشود كه كشف سرّ مؤمنين حرام است « 3 » ؛ يعنى ، عيوبى كه از مؤمنين مستور و مخفى است ، چه خَلقى يا خُلقى يا عملى باشد ، حرام است اظهار آن را و افشاى آن را ؛ چه شخص متصفْ راضى به آن باشد يا نه ؛ و چه قصد انتقاص در كار باشد يا نباشد . ولى از ملاحظهء مجموع اخبار استفاده مىشود كه قصد انتقاص دخيل در حرمت است ؛ مگر آنكه نفس عمل از امورى باشد كه ذكر آن و اشاعهء آن محرَّم شرعى باشد ، چون
هامش
( 1 ) - " « غيبت از زنا بدتر است » . " پرسيدم : " اى پيامبر خدا ، چرا اينچنين است ؟ فرمود : " زيرا كسى زنا مىكند وسپس به درگاه خداوند توبه مىكند و خداوند توبه او را مىپذيرد ، اما غيبت آمرزيده نمىشود مگر آنكه كسى كه غيبت او را كردهاند از گناه غيبتكننده بگذرد . " سپس فرمود : " . . . و خوردن گوشت او ( غيبت شونده ) از محرمات الهى است " » . ( الأمالي ، طوسى ، ص 537 ، مجلس 19 ؛ وسائل الشيعة ، ج 12 ، ص 280 ، « كتاب الحجّ » ، « أبواب أحكام العشرة » ، باب 152 ، حديث 9 )
( 2 ) - إحياء علوم الدين ، ج 3 ، ص 222 ؛ المصنّفات الأربعة ، كشف الريبة ، ص 37 ؛ مرآة العقول ، ج 10 ، ص 410 .
( 3 ) - ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 12 ، ص 294 ، « كتاب الحجّ » ، « باب تحريم إذاعة سرّ المؤمن » .