آبيارى كرد و از مفسدات و موانع ، مثل عُجب و ريا و امثال آنها كه به منزلهء علفهايى است كه مانع از سبز شدن زراعت است ، خالص نمود ، پس از آن به انتظار فضل خدا نشست كه حق تعالى او را ثابت نگهدارد و عاقبت او را ختم به خير فرمايد ، اين رجاء مستحسن است چنانچه حق تعالى فرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ
« 1 » « آنان كه ايمان آوردند و مهاجرت كردند و جهاد در راه خدا نمودند ، آنها اميدوار رحمت خداوندند » .
فصل در لمّيّت موازنهء خوف و رجا
در ذيل اين حديث شريف مذكور است كه خوف و رجا نبايد يكى بر ديگرى رجحان داشته باشد . چنانچه در مرسلهء ابن ابى عمير از حضرت صادق - عليه السلام - نيز به همين مضمون وارد است « 2 » . و انسان وقتى كه كمالِ نقص خود را از قيام به عبوديت ملاحظه كرد و دقت و ضيق راه آخرت را تفكر نمود ، خوف در او حادث شود به اعلى درجه . و وقتى ملاحظهء ذنوب خود را نمود و تفكر در حال مردمى كرد كه عاقبت امر بىايمان و عمل صالح از دنيا رفتند و حالشان با اينكه در اوّل امر خوب بود منجر به بدى شد و مبتلا به سوء عاقبت شدند ، در او خوف شديد شود .
در حديث شريف كافى از حضرت صادق - عليه السلام - نقل كند : قَالَ :
« المؤمن بين مخافتين : ذنب قد مضى لا يدري ما صنع الله فيه ؛ وعمر قد بقي لا يدري ما يكتسب فيه من المهالك . فهو لا يصبح إلا خائفا و لا يصلحه إلا الخوف » « 3 » .
فرمايد حضرت صادق - عليه السلام - كه : « مؤمن بين دو خوف است : گناهى كه همانا گذشته و نداند چه معامله كند خداوند در آن ؛ و عمرى كه باقى مانده و نداند چه
هامش
( 1 ) - البقرة ( 2 ) : 218 .
( 2 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 71 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الخوف و الرجاء » ، حديث 13 .
( 3 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 71 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الخوف و الرجاء » ، حديث 12 .