آنها در چه حال بودند . علم آنها به بزرگى سفر و خطر آن ، از آنها راحت را سلب كرده ، و جهل ما نسيان در ما ايجاد كرده .
حضرت ختمى مرتبت به قدرى رياضت كشيد و قيام در مقابل حق كرد كه قدمهاى مباركش ورم كرد و از طرف ذات مقدّس حق جلّ جلاله آيه نازل شد :
طه * ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى
« 1 » . « 2 »
جناب امير المؤمنين - عليه السلام - كه حالات و عبادات و خوفش از حق تعالى معلوم است « 3 » .
پس ، بدانكه سفر خيلى پرخطر است ، و اين نسيان و فراموشى كه در ما است از مكايد نفس و شيطان است ، و اين اميدها و آمال طولانى و دراز از دامهاى بزرگ ابليس و از مكايد نفس است .
پس ، از اين خواب برخيز و تيقظ و تنبه پيدا كن . بدانكه مسافرى و داراى مقصدى .
مقصد تو عالم ديگر است و تو را از اين عالم خواهى نخواهى مىبرند . اگر تهيهء سفر و زاد و راحلهء آن را ديدى ، در اين سفر درمانده نشوى و در اين سير بيچاره نشوى ؛ و الّا فقير و بيچاره و بينوا گردى ؛ و خواهى رفت به سوى شقاوتى كه سعادت ندارد ، ذلتى كه عزت ندارد ، فقرى كه غنا دنبالش نيست ، عذابى كه راحت ندارد ، آتشى كه خاموشى پيدا نكند ، فشارى كه بر طرف شدن ندارد ، حزن و اندوهى كه خوشحالى در پى آن نيست ، حسرت و ندامتى كه آخر ندارد .
اى عزيز ببين مولى در دعاى « كميل » در مناجات با خداى تعالى چه عرض مىكند :
« أنت تعلم ضعفي عن قليل من بلاء الدنيا و عقوباتها »
. تا آنكه مىگويد : «
وهذا ما لا تقوم له السماوات و الأرض » « 4 »
.
هامش
( 1 ) - طه ( 20 ) : 1 - 2 .
( 2 ) . ر . ك : صفحه 390 .
( 3 ) - ر . ك : بحار الأنوار ، ج 41 ، ص 11 - 24 ، باب عبادته وخوفه عليه السلام .
( 4 ) - « اى پروردگار من ! تو خود ناتوانىام را از اندكى از گرفتارىهاى دنيا و كيفرهاى آن مىدانى . . . و اين عذابى است كه آسمانها و زمين تاب آن نياوردند » . ( مصباح المتهجّد ، ص 586 ؛ إقبال الأعمال ، ص 222 )