تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

لذّت عشق

لذّت عشق تو را جز عاشق محزون نداند * رنج لذّت‌بخش هجران را به‌جُز مجنون نداند تا نگشتى كوه‌كن شيرينى هجران ندانى * نازپرورده ره‌آورد دل پُرخون نداند خسرو از شيرينى شيرين نيابد رنگ و بويى * تا چو فرهاد از درونش رنگ و بو بيرون نداند يوسفى بايد كه در دام زليخا دل نبازد * ورنه خورشيد و كواكب در برش مفتون نداند غرق دريا جُز خروش موج بىپايان نبيند * باديه‌پيماى عشقت ساحِل و هامون نداند جلوهء دلدار را آغاز و انجامى نباشد * عِشق بىپايان ما جز آن چرا و چون نداند
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 98 | السيد الخميني