تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

فارغ از عالم

فقر ، فخر است اگر فارغ از عالم باشد * آنكه از خويش گذر كرد ، چه‌اش غم باشد ؟ طالع بخت در آن روز برآيد ، كه شبش * يار تا صُبح ورا مونس و همدم باشد طرب ساغر درويش نفهمد صوفى * باده از دست بُتى گير كه محرم باشد طوطى باغ محبّت نرود كُلبهء جُغد * بازِ فردوس ، كُجا كَلبِ معلّم باشد ؟ ! اين دل گُم‌شده را يا به پناهت بپذير * يا رها ساز كه سرگشته عالم باشد
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 86 | السيد الخميني