سبوى عاشقان
برخيز مُطربا كه طرب آرزوى ماست * چشم خرابِ يار وفادار سوى ماست
ديوانگى عاشق خوبان ز باده است * مستى عاشقان خدا از بسوى ماست
ما عاشقان ز قُلّهء كوه هدايتيم * روح الامين به « سدره » پى جستجوى ماست
گلشن كنيد ميكده را اى قلندران ! * طير بهشت مىزده در گفتگوى ماست
با مُطربان بگو كه طرب را فزون كنند * دست گداى صومعه بالا به سوى ماست
ساقى بريز بادهء گلگون به جام من * اين خُم پُر ز مى سبب آبروى ماست
باد بهار پردهء رخسار او گشود * سُرخى گل ز دلبر آشفته روى ماست
اى پردگى كه جلوهات از عرش بگذرد * مهر رُخت عجين به بُن موى موى ماست