Skip to main content

ديوان امام ( فارسى ) — Page 441

Contributors:

P.441

* قتيل دلبر

اسير عشقم و اين رُتبه پادشاه ندارد * قتيل دلبرم و همچو جاه شاه ندارد اگر در آينه بينى جمال خويش بگويى * اسير عشق من آن كس كه شد گناه ندارد اگر به گوشهء قلبم نظر كنى تو ببينى * لواى عشق به جايى زدم كه راه ندارد قسم به عشق كه هر عاشقى اسير تو گردد * گرش برانى از اين در دگر پناه ندارد