رديف : باشد
هنر شعرى و بلاغى : جناس ، تشبيه
* نقطهء عطف
بيت ترجيع يا برگردان :
اى نقطهء عطف رازِ هستى * برگير ز دوست جامِ مستى
هزج مسدّس اخرب مقبوض محذوف ( مقصور ) « * »
مفعول / مفاعلن / فعولن ( فعولان يا مفاعيل )
- - U / U - U - / U - - ) U - - . (
ترجيعبند / 7 بند ، 49 بيت ( بند اوّل 6 بيت ، بند سوّم 8 بيت و ساير بندها 7 بيت ) / عراقى
جمادى الثّانى 1409 / بهمن 1367
قافيه برگردان : هستى ، مستى
- « س » ، حرف قيد
- « ت » ، حرف روىّ
- « ى » ، حرف وصل
هنر شعرى و بلاغى : اعنات ( لزوم ما لا يلزم ) ، ترصيع ، مراعات نظير ، انواع جناس ، تضادّ ( مطابقه ) ، تلميح ، اغراق ، مبالغه ، تشبيه استعاره
* مطلع بند اوّل :
خُم را بگشا به روى مستان * بيزار شو از هواپرستان
قافيه : مستان ، ( ) هواپرستان . . .
- « س » ، حرف قيد
- « ت » ، حرف روىّ
- « الف » ، حرف وصل
- « ن » ، حرف خروج
* مطلع بند دوّم :
من شاهد شهر آشنايم * من شاهم و عاشق گدايم
قافيه : آشنايم ، گدايم . . .
- « الف » ، حرف روىّ
- « ى » ، حرف وصل
- « م » ، حرف خروج
* مطلع بند سوم :
رازى است درون آستينم * رمزى است برون ز عقل و دينم
قافيه : آستينم ، دينم . . .
- « ى » ، ردف اصلى
- « ن » ، حرف روىّ
- « م » ، حرف وصل
* مطلع بند چهارم :
برخاست ز عاشقى صفيرى * مىخواست ز دوست دستگيرى
هامش
( * ) ركن آخر در برخى از بندها ، محذوف و در برخى مقصور آمده