تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤

عارف

به معنى شناسنده است و در اصطلاح اهل عرفان ، كسى است كه به مرتبه‌ى شهود ذات و اسماء و صفات حق‌تعالى رسيده باشد .

عرفان

شناخت است و در اصطلاح ، راه و روشى است كه طالبان حق و سالكان طريقت ، براى نيل به مقصود و شناسايى حق برمىگزينند .

عاشق

در اصطلاح اهل سلوك ، جويندهء بارىتعالى كه جز محبوب حقيقى ، هيچ‌كس را نخواهد و نجويد .

عاكف

عاكف شدن ، همان اعتكاف است . نيز - اعتكاف

عشق

محبّت مفرط است و در عرفان ، دوستى حق را گويند باوجود طلب تمام . اهل معرفت ، تمام هستى و وجود كائنات و حركت افلاك را زاييدهء عشق مىدانند .

عيد

به معنى جشن و روز جشن است ؛ در اصطلاح ، چيزى است كه از تجلّى جمال بر قلب سالك عايد شود .

غمزه

حالتى را گويند كه از برهم زدن و بازگشودن چشم دلربايان پديدار شود ؛ و در اصطلاح ، برهم زدن چشم كنايه از عدم التفات و گشودن چشم اشاره به مردم‌پرورى و دلنوازى است .

فغان

در لغت ، ناله و فرياد است و در اصطلاح ، ظاهر ساختن احوال درونى .

فقر

در لغت به معنى درويشى و نادارى است و در اصطلاح عرفا ، خلوّ كلّى را گويند از ما سوى اللّه .

فكر ( تفكّر )

در لسان عرفا ، انديشه كردن در خداى تعالى است ، به سبب التفات در آثار صنع الهى .

فنا

در لغت ، نيستى و محو شدن است و در اصطلاح ، فناى بنده در حق ؛ بدين معنى كه