Skip to main content

ديوان امام ( فارسى ) — Page 133

Contributors:

P.133

در هواى دوست

من در هواى دوست گذشتم ز جان خويش * دل از وطن بُريدم و از خاندان خويش در شهر خويش بود مرا دوستان - بسى * كردم جُدا هواى تو از دوستان خويش من داشتم به گلشن خود آشيانه‌اى * آواره كرد عشق توام ز آشيان خويش مىداشتم گمان كه تو با من وفا كنى * ورنه بُرون نمىشدم از بوستان خويش