Skip to main content

ديوان امام ( فارسى ) — Page 109

Contributors:

P.109

گواه دل

ساغر از دست ظريف تو گُناهى نبود * جُز سر كوى تو اى دوست ! پناهى نبود درِ امّيد ز هر سوى به رويم بسته است * جُز در ميكده ، امّيد به راهى نبود آنكه از بادهء عشق تو لبى تازه نمود * ملك هستى بر چشمش پرِ كاهى نبود گر تو در حلقهء رندان نظرى ننمايى * به نگاهت ، كه در آن حلقه نگاهى نبود جان فداى صنم باده‌فروشى كه بَرَش * هستى و نيستى و بنده و شاهى نبود نظرى كُن كه نباشد چو تو صاحب‌نظرى * به مريضى كه در او جُز غم و آهى نبود عاشقم عاشق دلسوخته از دورى يار * در كفم جُز دل افسرده گواهى نبود