مىباشد ؛ لا إله الّا اللّه صورى گفته است . اگر ، خداى نخواسته ، خواستيد به كسى جسارت كنيد ، اهانت نماييد ، مرتكب غيبت شويد ، بدانيد كه در محضر ربوبى هستيد ؛ مهمان خداى متعال مىباشيد ، و در حضور حق تعالى به بندگان او اسائهء ادب مىكنيد ؛ و اهانت به بندهء خدا اهانت به خداست . اينان بندگان خدا هستند ؛ خصوصا اگر اهل علم بوده در صراط علم و تقوى باشند . گاهى مىبينى كه انسان به واسطهء اين امور به جايى مىرسد كه در وقت مرگ خدا را تكذيب مىكند ! آيات الهى را منكر مىگردد :
ثُمَّ كانَ عاقبةُ الّذين اساؤا السّواى أن كَذَّبوا بآياتِ اللَّه و كانوا بها يَسْتَهْزِؤن
« 38 » اين امور بتدريج واقع مىشود . امروز يك نظر غير صحيح ، فردا يك كلمهء غيبت ، و روز ديگر اهانتى به مسلمان و . . . كم كم اين معاصى در قلب انباشته مىگردد ، و قلب را سياه كرده انسان را از معرفة اللّه باز مىدارد ؛ تا به آنجا مىرسد كه همه چيز را انكار كرده حقايق را تكذيب مىنمايد .
طبق بعضى آيات ، به تفسير برخى از روايات ، اعمال انسان به رسول خدا ( ص ) و ائمهء طاهرين ( ع ) عرضه مىشود « 39 » و از نظر مبارك آنان
هامش
( 38 ) - « سپس سرانجام كار آنان كه كردار زشت مرتكب شدند اين شد كه آيات خدا را تكذيب كردند و بر آن فسوس كردند . » ( روم - 10 ) .
( 39 ) - چنان كه آيهء 105 سورهء « توبه » اشاره دارد :وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. ( و اى پيغمبر بگو [ هر چه مىخواهيد ] انجام دهيد . خدا و رسول خدا و مؤمنين اعمال شما را مىبينند و به زودى برگردانده مىشويد به سوى خداى داناى پنهان و آشكار ، پس خبر دهد شما را به آنچه مىكرديد . ) و أبو بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود :
تعرض الأعمال على رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، أعمال العباد ، كلّ صباح أبرارها و فجّارها فاحذروها . و هو قول اللّه تعالى .« إعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ ». ( اعمال بندگان ، نيكوكار و بدكار ، در هر بامداد بر رسول خدا ( ص ) عرضه مىشود . پس بر حذر باشيد . همين است معناى كلام خداوند بلند مرتبه :إعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عملكم و رسولُه) « اصول » كافى ، ج 1 ، ص 318 ، « كتاب الحجة » ، « باب عرض الأعمال على النبى ( ص ) و الائمة ( ع ) » ، حديث 1 و 2 - 6 . تفسير برهان ، ج 2 ، ص 157 .