از تصرّفات شيطانى ، و شايد آيهء شريفه كه فرمايد در وصف مؤمنين :
الَّذينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُون
« 37 » اشاره به جميع مراتب حفظ باشد كه يكى از آن مراتب ، بلكه اهمّ مراتب آن ، حفظ از تصرّف شيطان است .
و تفصيل اين اجمال آن است كه پيش اصحاب معرفت و ارباب قلوب واضح است كه چنانچه ابدان را غذائى است جسمانى كه بدان تغذّى كنند و بايد آن غذا مناسب حال و موافق نشئهء آنها باشد تا بدان تربيت جسمانى و نموّ نباتى دست دهد ، همينطور قلوب و ارواح را غذائى است كه هر يك به فرا خور حال و مناسب نشئهء آنها بايد باشد كه بدن تربيت شوند و تغذّى نمايند و نموّ معنوى و ترقّى باطنى حاصل آيد . و غذاى مناسب با نشئهء ارواح معارف الهيّه از مبدا مبادى وجود تا منتهىالنهايهء نظام هستى است ، چنانچه در تعريف فلسفه اعاظم ارباب صناعت فرمودند : هي صيرورة الانسان عالما عقليّا مضاهيا للعالم العينىّ في صورته و كماله . « 38 » و اين اشاره است به همين تغذّى معنوى ، چنانچه تغذّى قلوب از فضائل نفسانيّه و مناسك الهيّه است .
و بايد دانست كه هر يك از اين غذاها اگر از تصرّف شيطان خالص باشد و با دست ولايتمآبى رسول ختمى و ولىّ اللّه اعظم صلوات اللّه عليهما و آلهما فراهم آمده باشد ، روح و قلب از آن تغذّى كنند و به كمال لايق انسانيّت و معراج قرب إلى اللّه نائل شوند . و خلوص از تصرّف شيطان ، كه مقدّمهء اخلاص است ، به حقيقت حاصل نشود مگر آن كه سالك در سلوكش خدا خواه شود و خودخواهى و خودپرستى را ، كه منشأ تمام مفاسد و امّ الأمراض باطن است ، زير پا نهد ، و اين به تمام معنى در غير انسان كامل و به تبع او در خلّص أولياء عليهم السلام در ديگر اشخاص ميسور نيست . ولى سالك نبايد مأيوس از الطاف باطنهء حق باشد كه يأس از روح اللّه سر آمد همه سرديها و
هامش
( 37 ) - « آنان كه بر نمازهايشان محافظت دارند . » ( معارج - 34 ، مؤمنون - 9 )
( 38 ) - « فلسفه گشتن انسان است به قالب جهانى عقلى ( چنان كه در صورت و كمال ) همانند جهان خارج گردد . » ملا صدرا و اتباع او اين عبارت را در تعريف فلسفه آوردهاند و قيد « فى صورة و كماله » را برخى بر آن افزودهاند .