تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
گيرد ، و باطن ذات محقّق به ذكر اللّه و اسم اللّه و آيت‌الله شود ، چنانچه « ذكر » به رسول اكرم و على بن أبي طالب صلوات اللّه عليهما و آلهما و « اسماء حسنى » به ائمهء هدى و « آية اللّه » نيز به آن بزرگواران تفسير و تطبيق شده ، آنها آيات الهيّه و اسماء اللّه حسنى و ذكر اللّه اكبرند . و مقام « ذكر » از مقامات عاليهء بزرگى است كه به حوصلهء بيان و به حيطهء تقرير و تحرير بر نيايد ، و كفايت كند براى اهل معرفت و جذبهء الهيّه و اصحاب محبّت و عشق آيهء شريفهء الهيّه كه مىفرمايد :
فَاذْكُرُونى اذْكُرْكُم
. « 356 » و مىفرمايد خداى تعالى به موسى : يا موسى ، انَا جَليسُ مَنْ ذَكَرَنى . « 357 » و در روايت كافى رسول خدا فرمايد : من اكثر ذكر اللّه احبّه اللّه . « 358 » و در وسائل سند به حضرت صادق رساند كه فرمود : قال اللّه عزّ و جلّ : يا بن آدم اذكرنى في نفسك ، اذكرك في نفسي . يا بن آدم اذكرنى في خلأ ، اذكرك في خلإ . يا بن آدم اذكرنى في ملإ اذكرك في ملإ خير من ملإك . و قال : ما من عبد ذكر اللّه في ملإ من النّاس الّا ذكره اللّه في ملإ من الملائكة . [ 1 ]

ركن دوم « تحميد » است .

و آن در قول مصلّى :
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعالمين
حاصل شود . بدان كه چون مصلّى به مقام « ذكر » متحقّق شد و همهء ذرّات كائنات و عوالى و ادانى موجودات را اسماء الهيّه ديد و جهت استقلال را از دل بيرون
هامش
[ 1 ] - « امام صادق عليه السلام فرمود : خداوند عزّ و جلّ فرمود : اى فرزند آدم ، پيش خود مرا ياد كن تا تو را پيش خود ياد كنم . اى فرزند آدم ، در خلوت مرا ياد كن تا در خلوت يادت كنم . اى فرزند آدم ، در جمعيت مرا ياد كن تا در جمعى بهتر از جمع تو يادت كنم . همچنين آن حضرت فرمود : هيچ بنده‌اى در جمعيت ياد خدا نمىكند جز آنكه خداوند در جمع ملائكه او را ياد مىكند . » وسائل الشيعة ، ج 4 ، ص 1185 ، « كتاب الصّلاة » ، « أبواب الذّكر » ، باب 7 ، حديث 4 . ( 356 ) - « مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم . » ( بقره - 152 ) ( 357 ) - « من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند . » اصول كافى ، ج 4 ، ص 255 ، « كتاب الدّعاء » ، « باب ما يجب من ذكر اللّه . . . » ، حديث 4 . ( 358 ) - « كسى كه بسيار ياد خدا كند خدا او را دوست خواهد داشت . » منبع پيشين ، حديث 3 .
آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 217 | السيد الخميني