تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
اللَّهُ وَجِلَتْ قُلوبُهُمْ وَ اذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ ايماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون . . .
« 338 » الخ . شخص سالك بايد اين اوصاف ثلاثه را ببيند با او منطبق است ؟ آيا وقتى ذكر خدا مىشود ، قلب او فرومىريزد و ترسناك مىشود ؟ و وقتى آيات شريفهء الهيّه بر او خوانده مىشود ، نور ايمان در قلبش افزايش پيدا مىكند ؟ و اعتماد و توكلش به حق تعالى است ؟ يا در هر يك از مراتب راجل ، و از هر يك از اين خواصّ محروم است . اگر بخواهد بفهمد كه از حق ترسناك است و قلبش از ترس خداوند فرومىريزد ، به اعمال خود نظر كند . انسان ترسناك در محضر كبريائى جسارت به مقام مقدّسش نكند و در حضور حضرت حق هتك حرمات الهيّه ننمايد - اگر با آيات الهيّه ايمان قوى شود ، نور ايمان به مملكت ظاهرش نيز سرايت كند . ممكن نيست قلب نورانى باشد ، و زبان و كلام و چشم و نظر و گوش و استماع نورانى نباشد . بشر نورانى آن است كه تمام قواى ملكيه و ملكوتيّه‌اش نوربخش باشد ، و علاوه بر آن كه خود او را هدايت به سعادت و طريق مستقيم كند ، به ديگران نيز نور افشانى كند و آنها را به راه انسانيت هدايت كند ، چنانچه اگر كسى به خداى تعالى توكل و اعتماد داشته باشد ، قطع طمع از دست ديگران كند و بار احتياج و فقر خود را به درگاه غنىّ مطلق افكند ، و ديگران را كه چون خود او فقيران و بينوايانند مشكل‌گشا نداند . پس ، وظيفهء سالك إلى اللّه آن است كه خود را به قرآن شريف عرضه دارد ، و چنانچه ميزان در تشخيص صحّت و عدم صحّت و اعتبار و لا اعتبار حديث آن است كه آن را به كتاب خدا عرضه دارند و آن چه مخالف آن باشد باطل و زخرف شمارند ، ميزان در استقامت و اعوجاج و شقاوت و سعادت آن است كه در ميزان كتاب اللّه درست و مستقيم در آيد . و چنانچه خلق رسول اللّه قرآن است ، خلق خود را با قرآن بايد متوافق كند تا با خلق ولى كامل نيز مطابق
هامش
( 338 ) - « مؤمنان كسانىاند كه چون نام خدا در ميان آيد دلهايشان بيمناك گردد و چون آيات خدا بر آنان تلاوت شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگارشان توكّل دارند . » ( انفال - 2 )