سرمايه به شمار مىرود ، اعتماد مردم به يكديگر است ، و از چيزهايى كه اعتماد را ويران مىكند ، دروغ است .
در جوامع امروزى به ظاهر همه دور هم هستند ، ولى هيچكس به ديگرى اعتماد ندارد ، چون به يكديگر دروغ مىگويند .
دروغ انواعى دارد ، گاهى مردم به هم دروغ مىگويند و گاهى به خدا و گاهى به خود ، به عنوان مثال روزانه در نمازهاى خود ده بار « إِيَّاكَ نَعْبُدُ و إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » مىگويد ، ولى در كنار خداپرستى چيزهاى ديگرى مانند مقام ، شهوت ، مال و . . . را مىپرستد ، و يا در تشهّد « وَحْدَهُلَاشَرِيكَ لَهْ » مىگويد ، ولى در عمل شريكهاى متعدّدى مثل هواى نفس و ثروت نامشروع دنيا را براى خدا شريك قرار مىدهد ، و يا « اسْتَغْفُرِاللَّهَ » مىگويد و از گناه خود ابراز پشيمانى مىكند ، ولى بازمرتكب آن مىشود .
گاهى انسان به خودش دروغ مىگويد ؛ به عنوان مثال تنبل است و حوصلهء انجام كار را ندارد ولى مىگويد تقوا اجازه نمىدهد و يا تكبّر دارد ولى نام خويشتندارى بر آن مىنهد ، در واقع به خودش دروغ مىگويد و خود را فريب مىدهد .
مشكات هدايت ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩١