5 - سپردن امور به اهل خبره
« و رُدّ كلّ حقّ إلى أهله » كارها را به اهلش مىسپارند ، به خلاف زمان ما كه بسيارى از كارها به دست نااهلان است چرا كه رابطهها بر ضابطهها مقدّم شده است .
6 - حاكميّت دين اسلام
« و لم يبق أهل دين حتّى يظهر الإسلام » هيچ دينى باقى نمىماند و همهء اديان ، دين واحد مىشوند كه همانا اسلام است .
7 - گرايش قلبى به اسلام
« و يعترفوا بالإيمان » دو معنا دارد ممكن است اشاره به اين باشد كه همه تابع مكتب اهل بيت عليهم السلام مىشوند و يا اشاره به اين باشد كه علاوه بر اين كه در ظاهر ايمان دارند در باطن هم مؤمن هستند .
فرق بين ايمان و اسلام در روايات آمده است ، بعضى از روايات مىگويد اسلام آن چيزى است كه اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبيحهاش حلال است و ايمان آن چيزى است كه مايهء نجات او در قيامت است . در بعضى از روايات داريم كه اسلام مانند مسجدالحرام و ايمان مانند كعبه است . احتمال دارد كه اين عبارت اشاره به آيهاى باشد كه مىفرمايد : « قَالَتْ الْأَعرَابُ آمَنَّا . . . » « 1 » .
هامش
( 1 ) سورهء حجرات ، آيهء 14 .