و توكّل نماييم .
سپس در پايان اين درس اضافه مىكند :
خوانندهء گرامى اگر شما مىخواهيد از گناهان آمرزيده شويد به آن قربانى كه خدا تعيين نموده است يعنى عيسى مسيح تكيه كنيد تا نجات ابدى يابيد و رستگار شويد .
و به اين ترتيب چنان كه ملاحظه شد مسيحيّت كنونى خود را در قيافهء يك دستگاه « گناهبخشى » ، اعمّ از گناه اوّلى ذاتى و گناهان ديگرى كه خود انسان بعداً مرتكب شده است نشان مىدهد و اگر مسألهء تعليم و تربيت بشر و تكامل فضايل معنوى در كار باشد در درجهء دوم قرار دارد ؛ امّا در مورد تنظيم روابط اجتماعى و اصول زندگى خود را بيگانه نشان مىدهد ( چنان كه بعداً شرح داده خواهد شد ) .
در هر حال اين قيافهء ابتدايى از جهاتى قابل ايراد است :
1 . نسل بشر يك نسل گناهكار معرّفى شده و اين موضوع علاوه بر آنكه ضربهء شديدى به شخصيّت انسان مىزند ، او را به گناه تشويق مىكند ، زيرا ارتكاب گناه براى او نوعى بازگشت به فطرت ثانوى است كه از پدر و مادر اوّل به ارث برده است .
2 . گناهى كه براى بشر تعيين شده يك گناه ارثى و بىدليل است .
به فرض كه پدر و مادر اوّل مرتكب گناه شده باشند ، به ما چه ارتباط دارد و چرا گناه آنها به همهء جهان سرايت كرده و به دنبال آن ، مرگ دامنگير انسان شد كه مفهومش اين است اگر گناهى نبود مرگى هم
مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٧