است و همهء موجودات اين جهان براى او آفريده شدهاند .
2 . مبدأ وجود همه خداست و بازگشت همه هم به سوى اوست .
به عبارت ديگر همه به سوى آن وجود كامل و بىپايان از هر جهت ، در حركتاند « وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » . « 1 »
3 . منظور از آفرينش انسان اين بوده كه نشانهاى باشد از آن ذات پاك كه منبع تمام صفات كمال است .
قرآن در سرگذشت آفرينش انسان ، نخست مىگويد : « إِنّى جَاعِلٌ فِىالْأَرْضِ خَلِيفَةً » . « 2 »
و سپس داستان خلقت انسان و تعليم حقايق موجودات به او ( علم اسماء ) و آموختن آن به فرشتگان و اعتراف گرفتن از آنها به عجز در برابر معلومات انسان تشريح مىكند .
گذشته از اين ، پرورش صفات عالى انسانيّت را نيز هدف ديگرى از آفرينش انسان معرّفى كرده و از « انسان كامل » به بندهء خدا تعبير مىكند : « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » . « 3 »
و به اين ترتيب ، هدف را تربيت انسان كامل ( بندهء خدا ) ذكر مىكند .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « و او شما را نخستين بار آفريد ، و به سوى او بازگردانده مىشويد » . سورهء فصّلت ، آيهء 21 .
( 2 ) . ترجمه : « من بر روى زمين جانشينى [ / نمايندهاى ] قرار خواهم داد » . سورهءبقره ، آيهء 30 .
( 3 ) . ترجمه : « من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه مرا بپرستند ( و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند ) » . سورهء ذاريات ، آيهء 56 .