مسكرات گمراه شدند » . « 1 »
در كتابهاى عهد جديد در رسالهء پولس به افسسيان نيز مىخوانيم : « مست شراب مشويد كه در آن فساد است » . « 2 »
اين جملههاى صريح در نهى از شراب كه در كتابهاى عهد قديم و جديد است ، علاوه بر اينكه گواه زندهاى بر وجود تناقض در اين كتابهاست ، زيرا ابداً با نخستين معجزهء مسيح سازگار نيست ، زشتى و ناپاكى شراب و مفاسد اخلاقى و اجتماعى و گمراهكننده بودن آن را روشن مىسازد .
آيا با اين حال باز مىتوان گفت تمام مندرجات اين كتابها از ناحيهء خداست ؟
سؤال
ممكن است ايراد شود كه بيشتر عبارات دليل بر ممنوع بودن مشروبات الكلى كه در بالا نقل شد از عهد قديم است و مسيحيان مىتوانند ادّعا كنند كه كتابهاى مزبور عموماً نسخ شده و منافاتى با مباح بودن آن در آيين مسيح ندارد .
پاسخ
اين ايراد از چند جهت قابل قبول نيست ، زيرا اوّلًا در رسالهء
هامش
( 1 ) . كتاب اشعياى نبى ، باب 28 ، جملهء 7 .
( 2 ) . عهد جديد ، باب 5 ، جملهء 18 .