مندرجات همين اناجيل برمىآيد كه مسيح داراى انجيل بوده است .
مثلًا مرقس در جملهء اوّل باب اوّل انجيل خود مىگويد : « ابتدا انجيل عيسى مسيح پسر خدا ! » ولى پس از آن شرح حالات مسيح را بيان مىكند .
دومين پرسشى كه در اينجا پيش مىآيد اين است كه چرا با اين اناجيل و نامهها و خوابنامهها با آن كيفيّتى كه خود مسيحيان به آن اعتراف دارند معاملهء وحى آسمانى مىشود و آن را تا اين اندازه مقدّس مىشمرند با اينكه هيچيك كتاب آسمانى نيست ؟
مسيحيان براى اين پرسش دو نوع پاسخ مىگويند :
اوّل - گاه مىگويند : « منابع اطّلاعات نويسندگان اناجيل ، مطالب و حقايقى بود كه بهوسيلهء رسولان ، شاگردان و مردم آن عصر ايراد و تكرار مىشد و يك عنوان و شكل متّحدى بعد از قيام مسيح داشت و بدون شك بعضى از اين وقايع پيش از نوشته شدن اناجيل به رشتهء تحرير درآمده » . « 1 »
مطابق اين نظريّه ، منبع جمعآورى اناجيل اوّلًا برخى شاگردان مسيح و ثانياً مطالبى بوده كه در ميان مردم دهان به دهان مىگشته ، به اضافهء بعضى از نوشتههاى قبلى بوده است كه كمّو كيف آن در دست نيست .
ولى اين سخن از چند جهت قابل ايراد است :
1 . شاگردان مسيح همه متّفقاً به نوشتن اين اناجيل مبادرت
هامش
( 1 ) . قاموس مقدّس ، ص 112 .