تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
تفكيك و جدايى كامل كليساى روم شرقى از غربى هنگامى پىريزى شد كه پاپ لئوى چهارم ، كشيش قسطنطنيه ، پايتخت روم شرقى ( استانبول كنونى ) را كه « ميشل سرو لاديس » نام داشت تكفير كرد و كاردينال‌ها فرمان تكفير وى را روى محراب « سن سوفى » در انظار مردم قرار دادند . سرانجام در قرن يازدهم ميلادى اين دو كليسا كاملًا از هم تفكيك شدند و فرقهء ارتودكس به صورتى مستقل درآمد كه براى خود تشكيلات روحانى جداگانه‌اى داشتند .

3 . فرقهء پُروتِستان

در قرون وسطى « 1 » كليسا ظلم و اجحاف عجيبى داشت و بر اثر قدرت مطلقهء پاپ‌ها و جهل و نادانى اولياى كليسا به وضعيّتى افتضاح‌آميز كشيده شده بود . بسيارى از مردم از اين اوضاع به ستوه آمده بودند امّا جرأت قيام بر ضدّ دستگاه پرقدرت پاپ و خرافات آنها را نداشتند . در گوشه و كنار زمزمه‌هايى مىشد امّا اين نغمه‌هاى مخالف انسجام نداشت . تندروىهاى كليسا ، سوءِاستفاده از قدرت ، سركوب هرنوع جنبش علمى و اصلاحى ، حمايت و دفاع از
هامش
( 1 ) . مورّخان امروز دوران ميان سال 500 ميلادى تا 1500 را « قرون وسطى » مىنامند و آن‌را دوران فقر و بىنظمى و جهل و خرافات اروپا و پرتگاهى ميان دو قلّهء تمدّن باستان و معاصر تلقّى مىكنند .