حقيقت وجود و مفهوم آن در صفحهء ذهن يك چيز بيشتر نيست ، همان مفهومى كه ضدّ عدم و نيستى و نقطهء مقابل آن محسوب مىشود . اين حقيقت واحد ذهنى همچون حقيقت و مفهوم نور در خارج داراى مراتب مختلفى است .
اين معنى از وحدت وجود ( وحدت مفهومى ) گرچه صحيح است ولى هيچ ربطى به موضوع وحدت در تثليث و تثليث در وحدت ندارد ، زيرا ناگفته پيداست كه اين مربوط به ذهن است و آن مربوط به خارج و وحدت ذهنى ربطى به وحدت خارجى كه منظور آنهاست نخواهد داشت - دقّت كنيد .
ثانياً ؛ تفسير « تثليث در وحدت » به موضوع « وحدت وجود » ، بر خلاف صريح گفتهء مسيحيان است زيرا آنها معتقدند : « اين سه اقنوم ، متساوىالجوهر و داراى يك رتبه و درجه و عمل است » « 1 » ، نه اينكه خداى پدر كه خالق اصلى جهان است اصل باشد و بقيّه مظاهر وجود و تطوّرات هستى او باشند - باز هم دقّت كنيد .
ثالثاً ؛ اگر اين تفسير صحيح باشد اختصاص به اب و ابن و روحالقدس و عناوين « سهگانه » ندارد و شامل همهء موجودات عالم هستى مىشود .
خدايان سه گانه سرچشمهء اصلى انواع انحرافات
از مجموع بيانات و بحثهاى گذشته كه دربارهء تثليث آورديم
هامش
( 1 ) . نقل از قاموس مقدّس ، ص 344 و 345 .