و در اطراف خانهء خدا جمع شده بودند تا مسلمانان و مراسم عمرهء آنها را ببينند .
پيامبر صلى الله عليه و آله با ابهّت خاص وارد مكّه شد ، و شتران قربانى فراوانى همراه داشت ، با نهايت محبّت و ادب با اهل مكّه رفتار كرد و دستور داد مسلمانان به هنگام طواف با سرعت حركت كنند و احرام را كمى كنار بزنند ، تا شانههاى نيرومند و ستبر آنها آشكار گردد ، و اين صحنه در روح و فكر مردم مكّه به عنوان دليل زندهاى از قدرت و قوّت و رشادت مسلمانان اثر گذارد .
اين عمره هم عبادت بود و هم نمايش قدرت و بذر فتح مكّه كه در سال بعد رخ داد در همان ايّام پاشيده شد و زمينه را براى تسليم مكّيان در برابر اسلام فراهم ساخت . « 1 »
اين دويدن و نشان دادن شانهها معنايش قدرتنمايى است . و اين راهپيمايىها و نمازجمعهها از همين مقوله است .
2 . نكتهء دوم اينكه قوانين و دستورات اسلام بعضى مقطعى است و بعضى دائمى امّا اصل در احكام اين است كه ابدى باشد و مقطعى بودن آن دليل مىخواهد . يك نمونه مقطعى بودن دستورات ، همين حديث مورد بحث است .
3 . نكتهء سوم مسأله عدم تشبّه به كفّار است ؛ روايات داريم كه خود را شبيه به دشمن نكنيد ، بعضى مطلق است و بعضى مصداق مشخص مىكند كه غذاى آنها را نخوريد و لباسى كه آنها مىپوشند نپوشيد ؛ يعنى يك مسلمان بايد سعى كند كه در همه چيز استقلال داشته باشد و الا اگر در بعضى موارد وابسته باشد اين باعث مىشود كه با آمدن كفّار در جامعهء اسلامى ، فرهنگ آنها هم وارد جامعه شود و جامعه اسلامى را از داخل تهى كند .
* * *
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 22 ، ذيل آيهء 27 سورهء فتح