و قسمت عمده شخصيت انسان را همان ضمير پنهان انسان تشكيل مىدهد .
راه شناخت ضمير ناآگاه ، خطاها و كارهاى حسابنشدهاى است كه انجام مىدهد چون انسان وقتى شعور و آگاهيش كار مىكند يك سلسله موانع و شرايط و قيود جلوى او را مىگيرد و اجازه نمىدهد كه دستگاه ناخودآگاهش را نشان دهد .
در منابع اسلامى به اين دستگاه درون اشاره شده كه اين روايت يك نمونه آن است كه امام فرمود : انسان چيزى را در باطنش پنهان نمىكند مگر اينكه جمله هايى كه از زبان او مىپرد و دگرگونى هايى كه بى اختيار در قيافهاش به وجود مىآيد ، آشكار مىشود . اين نكته اوّل روانشناسى بود كه از اين حديث استفاده مىشد .
نكتهء دوم كه از اين روايت استفاده مىشود ، خودشناسى است .
يكى از راههاى اصلاح و تهذيب نفس ، خودشناسى است وقتى انسان خود را نشناسد و از كاستىها و عيبهاى خود باخبر نشود ، به دنبال اصلاح خود نخواهد رفت .
وقتى انسان خود را شناخت و به كرامت و عظمت خود پى برد ، هرگز خود را به بهاى ناچيز نمىفروشد ، وقتى انسان خود را شناخت به استعدادهاى گوناگون كه خداوند در او نهفته است پى مىبرد و آن را شكوفا مىكند ، و كسى كه خود را شناخت هرگز خود را به رذايل اخلاقى آلوده نمىكند ، چرا كه رذايل اخلاقى زندگى انسان را تباه مىكند و در جامعه زندگى را براى افراد تلخ مىگرداند .
روايات در باب خودشناسى فراوان است كه نمونه هايى از آن را ذكر مىكنيم :
حضرت على عليه السلام مىفرمايند :
« نَالَ الْفَوْزَ الأكْبَرَ مَنْ ظَفِرَ بِمَعْرِفَةِ النَّفْسِ ؛
كسى كه خود را بشناسد ، به سعادت و رستگارى بزرگ نايل شده است » . « 1 »
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، ح 9965