امام صادق عليه السلام فرمود : « واى بر تو اى عبّاد ! چه كسى حرام كرده است زينتهايى را كه خداوند براى بندگانش آفريده و روزيهاى پاكيزه را ؟ خداوند دوست دارد نعمتى را كه به بندهاى عطا كرده است آن را بى كم و كاست در برش ببيند ( يعنى دوست دارد كه بندهاش به طور كامل از آن بهره گيرد ) . « 1 »
قرآن نيز مىفرمايد : « « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَايُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ » ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد چيزهاى پاكيزه را كه خداوند براى شما حلال كرده برخود حرام نكنيد ، و از حدّ تجاوز ننماييد ، زيرا خداوند متجاوزان را دوست نمىدارد » . « 2 »
در شأن نزول اين آيه آمده : « روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء رستاخيز و وضع مردم در آن دادگاه بزرگ الهى بياناتى فرمود . اين بيانات مردم را تكان داد و جمعى گريستند و به دنبال آن جمعى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم گرفتند پارهاى از لذّتها و راحتيها را بر خود تحريم كرده و به جاى آن به عبادت بپردازند ، . . . عثمان مظعون قسم ياد كرد كه آميزش جنسى را با همسر خويش ترك گويد و به عبادت بپردازد .
روزى همسر عثمان بن مظعون كه زن جوان و صاحب جمالى بود ، نزد عايشه آمد ، عايشه از وضع او متعجّب شد و گفت : چرا به خودت نمىرسى ، و زينت نمىكنى ؟ ! در پاسخ گفت : براى چه كسى زينت كنم ؟ همسرم مدّتى است كه مرا ترك گفته و رهبانيّت پيش گرفته است ، اين سخن به گوش پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و فرمان داد كه همهء مسلمانان به مسجد آيند ، هنگامى كه مردم در مسجد اجتماع كردند ، حضرت بالاى منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود : چرا بعضى از شما چيزهاى پاكيزه را برخود حرام كردهايد ؟ من سنّت خود را براى شما بازگو مىكنم ، هركس از آن روى گرداند از من نيست ، من قسمتى از شب را مىخوابم و با همسرانم آميزش
هامش
( 1 ) تفسير نمونه ، ج 6 ، ص 11 ؛ وسائلالشيعه ، ج 3 ، ص 347 .
( 2 ) مائده ، آيهء 87 .