علاوه بر زندگى جمعى ، در زندگى خصوصى هم انسان نياز به دوست دارد تا به او پناه ببرد و سرمايهء دوستى هم چيزى نيست جز اعتماد . حديث مىفرمايد : در آخر الزمان دوست واقعى كم است ، اگر چه دوست نمايان بسيارند كه دليل آن غلبهء مادّىگرى بر جوامع است وجايىكه روح مادّىگرى حاكم شد اعتماد باقى نمىماند .
اين دغل دوستان كه مىبينى * مگسانند گرد شيرينى
دومين چيزى كه حديث اشاره مىكند درهم حلال است كه در آخر الزمان كم پيدا مىشود .
در عصر و زمان ما ، به چند دليل مال حلال كم شده است :
1 . ارتباط جوامع بشرى با هم ، كه موجب شده است مواد غذايى از خارج وارد شود و حلال و حرام بودن و طهارت و نجاست آن مشخّص نباشد و اينكه از طريق ظلم بدست آمده است يا خير ؟
2 . مسألهء بانكهاست - كه بايد باشد و در غير اين صورت اقتصاد از بين مىرود - ولى حلال و حرام در اين بانكها با هم مخلوط مىشود .
3 . غلبهء روح مادّيگرى كه سبب تجاوز به حقوق يكديگر مىشود .
از طرفى هم ما مكلّف به ظاهر هستيم كه آنچه از بانكها مىگيريم حلال است چون شبههء محصورهاى است كه همهء اطرافش محلّ آزمايش يا امتحان نيست ، و آنچه از خارج مىآيد طبق قاعدهء « يَد » حلال است ، امّا آثار واقعى خود را دارد .
شخصى به محضر رسول اكرم صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : «
احِبُّ ان يُستَجَابَ دُعائي
؛ دوست دارم كه دعايم مستجاب شود ، حضرت فرمود :
طَهِّرْ مأكَلَكَ وَلاتُدْخِلْ بَطْنَكَ الحَرامَ
؛ خوراك خود را حلال كن » . « 1 »
اين آثار واقعى است كه با خوردن مال حرام به وجود مىآيد كه تاريكى قلب مىآورد و نورانيّت را مىگيرد ، توفيقات را سلب مىكند و مانع استجابت دعا مىشود .
هامش
( 1 ) بحارالانوار ، ج 90 ، ص 373 .