اين شكايت پيامبر صلى الله عليه و آله امروز نيز هم چنان ادامه دارد ، كه اين قرآن را به دست فراموشى سپردند ، قرآنى كه عامل پيروزى و حركت و ترقّى است ، قرآنى كه برنامهء زندگى در آن وجود دارد ؛ اين قرآن را رها ساختند و دست گدايى به سوى ديگران دراز كردند و قرآن در ميان آنها به صورت يك كتاب تشريفاتى درآمده است ؛ تنها الفاظش را با صداى جالب از دستگاههاى فرستنده پخش مىكنند ، و براى افتتاح خانهء نو و يا حفظ مسافر و شفاى بيماران و حدّاكثر براى تلاوت به عنوان ثواب از آن استفاده مىكنند .
نقل شده است كه ناپلئون در مورد مسلمانان تحقيق مىكند و مىپرسد : مركز علمى مسلمين كجاست ؟ مصر را معرّفى كردند ، او پس از ورود به مصر با مترجم عرب به كتابخانهء آن شهر وارد شد و گفت : يكى از اين كتابها را براى من بخوان . او دست برد يكى را برداشت ديد قرآن است ، باز كرد و اين آيه آمد : « « إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِى لِلَّتِى هِىَ أَقْوَمُ » ؛ اين قرآن ، به راهى كه استوارترين راههاست ، هدايت مىكند » . « 1 »
مترجم آيه را براى ناپلئون ترجمه كرد ، پس از آن ناپلئون چند روز پشت سر هم مىآمد و آياتى از قرآن را برايش قرائت و ترجمه مىكردند ؛ بعد از آن ناپلئون دو جمله گفت :
الف ) اگر مسلمانان از دستور جامع اين كتاب استفاده كنند ذلّت نخواهند ديد .
ب ) تازمانى كه اين قرآن بين مسلمين حكومت مىكند ، مسلمانان تسليم ما نخواهند شد ، مگر اينكه بين آنها و اين قرآن جدايى بيفكنيم .
2 . يكى ديگر از شاكيان در روز قيامت قرآن است . امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
« ثَلاثَةٌ يَشْكونَ إلَى اللَّهِ عَزَّوجَلّ : مَسْجدٌ خَرابٌ لا يُصَلّي فيه أهلُهُ ، وَ عالِمٌ بَيْنَ جُهّالٍ ، وَمُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيهِ غُبارٌ ، لا يُقْرَءُ فِيه
؛ سه چيز نزد خدا شكايت مىكنند :
مسجدى كه خراب شده و در آن نماز خوانده نمىشود ، عالمى كه در بين مردم قرار دارد و از او بهره نمىبرند ، و قرآنى كه غبار روى آن را گرفته و خوانده نمىشود » . « 2 »
هامش
( 1 ) اسراء ، آيهء 9 .
( 2 ) خصال صدوق ، ص 142 ؛ اصول كافى ، ج 4 ، ص 417 .