در واقع ترس از گناهان و خوف از اعمال است ، البتّه خوف از خدا سرچشمهء ديگرى هم دارد كه آن ادراك عظمت خداست ، وقتى خدا را با عظمت خاص او مىشناسد و خود را آن قدر كوچك مىبيند ، وحشت مىكند . بعضى هستند كه وقتى در مقابل افراد بزرگ قرار مىگيرند احساس وحشت مىكنند ، كه اين خوف از عظمت است .
كسى كه خدا را به عظمت شناخت ، دنيا در نظرش كوچك مىشود ، به عنوان مثال كسى كه دريا را بشناسد ، قطرهء آب در نظرش كوچك است ، و يا كسى كه آفتاب را ببيند يك شمع در نظرش بى ارزش است . وقتى غير خدا در نظرش بى ارزش شد ، سخاوت مىكند ، كسىكه دريا دارد صرف نظر كردن از يك قطره برايش آسان است .
حضرت على عليه السلام مىفرمايد : «
وَ انَّ دُنْياكُم عِنْدىِ لَأَهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فى فَمِ جَرادَةٍ تَقْضِمُها
؛ و اين دنياى شما از برگ جويدهاى كه در دهان ملخى باشد ، نزد من خوارتر و بىارزشتر است » . « 1 »
اين يك واقعيّت است ، كسى كه با خدا آشناست دنيا از يك برگ هم در نظرش كوچكتر است .
2 . قناعت
در بخش دوم روايت حضرت مىفرمايد : كسى كه در زندگى قانع باشد ، راحتى و آرامش دارد و آلودگى او كم و اعصابش راحت است .
« قناعت » ، اكتفا به مقدار ناچيزى از وسايل زندگى در حدّ ضرورت و نياز است . « 2 »
قناعت يكى از ويژگيهاى افراد با ايمان و از امتيازات انسانهاى با فضيلت است .
افراد قانع هيچ گاه چشم طمع به مال و منال ديگران ندارد و براى كسب مال و مقام ، شخصيّت والاى خود را كوچك نمىكنند .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 224 .
( 2 ) مفردات راغب ، واژهء « قنع » .