را سراغ نفى موضوع بردهاند ( چون ارث نمىبرد زناست ) در حالى كه استثنا در بعضى از احكام دليل بر چيزى نمىشود .
از كلام مأمون هم استفاده مىشود كه اين سخن را نپذيرفته ولى نه مأمون سؤال كرد و نه يحيى بن اكثم جواب داد كه « متعتان محلّلتان » چيست كه خليفهء دوّم مىگويد « أنا أحرّمهما » .
حاصل اين است كه اينها براى توجيه كلام خليفهء دوّم ناچار شدهاند كه احاديثى را جعل كنند و استدلالات مغالطهآميزى بياورند و چون مجعول است ، به مقدار زيادى مشوّش مىباشد .
11 فلسفهء نكاح موقّت ؛ نكاح مسيار . . . . . 7 / 7 / 82
فلسفه و حكمت نكاح موقّت :
گاهى ممكن است اين بحث را به عنوان يك دليل عقلى براى مسألهء نكاح موقّت قرار دهند به اين بيان :
عقل قضاوت مىكند كه بايد در شرع مقدّس نكاح موقّتى هم باشد ولى ما اين مسأله را تحت عنوان حكمت و فلسفهء حكم بحث مىكنيم .
در موارد بسيارى به دلايل مختلف مردم قادر بر نكاح دائم نيستند . به عنوان مثال نمونههايى از آن را برمىشماريم :
1 - نكاح دائم هزينهء زيادى مىخواهد كه تهيّهء آن مشكل است .
2 - به خاطر اشتغال به تحصيل و نداشتن شغل و كسب و كار مرد آمادهء نكاح دائم نيست ، چون نكاح دائم نفقه و مسكن و . . . مىخواهد و او هم ندارد .
3 - به خاطر مسافرتهاى طولانى و دورى از اهل و عيال ، نياز جنسى دارد ؛ امّا چنان نيست كه در بلاد غربت بخواهد خانوادهء جديدى تشكيل داده و نكاح دائم كند .
4 - به خاطر مأموريتهايى كه به مناطق دوردست مىرود و از خانوادهء خود دور مىماند مانند سربازان ؛ همان گونه كه در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين ضرورتها بود كه چند مورد از آن در روايات عامّه آمده است و حضرت به سربازانى كه از خانوادهء خود دور بودند اجازهء نكاح موقّت را داد .
5 - همسرى دارد كه مبتلا به بيمارى و يا باردار است و دوران باردارى سختى را مىگذراند به طورى كه قادر به حركت نيست و چند ماهى بايد با او آميزش نداشته باشد در حالى كه ممكن است در سنّى باشد ، كه ميل شديد به آميزش دارد ؛ حال در چنين مواردى كه پنج نمونه از آن را به عنوان مثال مطرح كرديم ، سه راه وجود دارد :
راه اوّل :
دستور به فقر و امساك و تعفّف داده شود :
« وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً »
راه پارسايى پيشه كند و صبر و استقامت به خرج دهد . اين راه در مورد بعضى ممكن است عملى باشد ولى در مورد بسيارى عملى نيست ، يعنى آن قوّت اراده و ايمان و تعفّف را نمىتوان از همه انتظار داشت ، خصوصاً از افراد عادّى .
راه دوّم :
آزادى جنسى را قائل شويم و بگوييم اين چنين شخصى براى زنا آزاد باشد .
راه سوّم :
نوعى عقد براى او قائل شويم كه مسئوليّتهاى ازدواج دائم را نداشته باشد ؛ يعنى ازدواجى داراى شروط و اركان ، ولى با مسئوليّتهاى كمتر .
حال از بين اين سه راه عقل مىگويد دين اسلام كه دين كامل و جاودانى است ، بايد فكرى براى حل اين مشكل كرده باشد و تنها راه آن ادامهء همان سنّت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در هر عصر و زمان است ، چرا كه هيچ تفاوتى از اين نظر بين زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و زمان ما نبوده بلكه مشكلات زمان ما شديدتر است ، بنابراين بر سر اين سه راه چارهاى جز انتخاب راه سوّم نداريم و اگر آيينى براى اين مسأله راه حلّى پيدا نكند دين ناقصى خواهد بود ، خصوصاً در زمان ما كه ويژگىهاى خاصّى دارد .
ويژگىهاى عصر حاضر :
دو چيز در زمان ما هست كه مسأله را تشديد كرده است :
1 - سنّ ازدواج در زمان ما بالا رفته است ، سابقاً در سنين پايين ازدواج مىكردند . از جمله دلايل اين مسأله اين است كه ادامهء تحصيلات عاليه جزء بافت جامعه شده و اجازه نمىدهد به سرعت و قبل از 25 تا 30 سالگى ازدواج كنند .
2 - عوامل تحريك در زمانهاى گذشته كم بود ، بىحجابى و بدحجابى و خودآرايى و اختلاط زن و مرد مثل زمان ما نبود ، الآن در اتوبوس و تاكسى و مكانهاى مختلف مانند دانشگاهها اختلاط زن و مرد وجود دارد چنين فيلمها ، ماهوارهها و اينترنت به اين مشكل دامن مىزند حتّى در صدا و سيماى جمهورى اسلامى در عين اين كه نسبت به كانالهاى تلوزيونى بيگانه بسيار تفاوت دارد ولى فيلمهايى پخش مىشود كه به شهوات جنسى دامن مىزند .