* . . . عن عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه عن أبى عبد اللَّه عليه السلام فى حديث قال : و تردّ المرأة من العفل و البرص و الجذام و الجنون . . . . « 1 »
اين روايات به حسب ظاهر مطلق است ولى مىتوان در دلالت اين روايات بر اطلاق تشكيك كرد به اين بيان كه بگوييم « تردّ » معنايش اين است كه از خانهء پدر با همين عيب آمده و با همان عيب برگردانده مىشود اگر « تردّ المرأة » مىفرمود ، جايى را كه عيب بعداً حادث شده شامل مىشد ، ولى چون تردّ العمياء و . . . مىفرمايد معلوم مىشود كه عيب از سابق بوده است ، پس از كلمهء « ردّ » كه در اين موارد آمده استفاده مىكنيم كه با همين وصف آمده و با همان وصف بر مىگردد و اگر از ابتدا با اين وصف نبود و بعداً اين عيب پيدا شده ، ديگر تردّ العمياء نيست ؛ مخصوصاً در جايى كه تردّ النكاح مىگويد ظاهرش اين است كه نكاح با همين عيب شروع شده و به همين جهت برمىگردد ، پس با دقّت در كلمهء « تردّ » و تأييد آن به كلمهء نكاح استفاده مىشود كه اينها عيوبى است كه سابق بر عقد بوده است و در روايات اطلاقى نبوده و علما به ظاهر روايات توجّه كرده و در كلمهء تردّ دقّت نفرمودهاند .
لو فُرِض كه از كلمهء « تردّ » شك حاصل شود كه آيا « تردّ » چنين مفهومى دارد يا نه ؟
در اين صورت بحث تحت قاعدهء « الكلام المحفوف بما يحتمل القرينيّة يفيد الابهام » داخل شده و ديگر اطلاق ندارد و ظهور از كار مىافتد كه بازهم شاهد عرض ماست ؛ پس اگر كلمهء تردّ به اين معنا باشد مفهوم دارد و دو صورت ديگر را ( عيب بعد از عقد و قبل از وطى و بعد از وطى ) رد مىكند چون إنّما مفيد حصر است .
طايفهء دوّم : رواياتى كه دلالت بر خصوص عيب قبل از عقد مىكند ولى آيا اثبات شىء نفى ما عدا مىكند ؟
خير ، مثلًا روايت مىفرمايد زنى را آورده و بعد او را معيوب ديدهاند ؛ سؤال و جواب در مورد عيب ما قبل عقد است ، ولى اطلاق ندارد و نفى ما عدا نمىكند .
در باب دوّم هشت روايت داريم كه كلمهء « تدليس » دارد و تدليس در مورد عيب قبل العقد است .
* . . . فقال : إذا دلّست العفلاء و البرصاء و المجنونة و المفضات و من كان بها زمانة ظاهرة فإنّها تردّ على أهلها . . . . « 2 »
در اين روايت اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند .
100 ادامهء مسألهء 1 . . . . . 16 / 2 / 83
توجّه : به علّت طولانى شدن بحث حديث اخلاقى هفته و تكرار مطلب درك قبل ، حجم آن درس كم شده است .
أضف الى ذلك ؛ روايات ديگرى داريم كه كلمهء تدليس ندارد ولى مورد صحبت و سؤال و جواب عيوب قبل از عقد است ، البتّه اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند مگر اين كه از قبيل مفهوم شرط يا وصف يا عدد و . . . باشد .
* . . . عن الحسن بن صالح قال : سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن رجل تزوّج امرأة فوجد بها قرناً
( قبلًا بوده و حالا فهميده است )
قال : هذه لا تحبل و ينقبض زوجها من مجامعتها و تردّ على اهلها الحديث . « 3 »
ظاهر روايت عيب سابق بر عقد است .
* . . . عن أبى الصباح قال : سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام و ذكر مثله . « 4 »
* . . . عن الحلبى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام إنّه قال فى الرجل يتزوّج الى قوم فإذا امرأته عوراء
( زن يك چشمى است ) . . . . « 5 »
معنايش اين است كه عيوب قبل از عقد مورد توجّه است
* . . . عن داود بن سرحان عن أبى عبد اللَّه عليه السلام فى الرجل يتزوج المرأة فيؤتى بها عمياء او برصاء أو عرجاء قال : تردّ على وليّها الحديث . « 6 »
قطع نظر از كلمهء « تردّ » جملهء « يؤتى بها عمياء » يعنى زن از قبل عميا بود نه اين كه بعداً عميا شد .
101 ادامهء مسألهء 1 . . . . . 19 / 2 / 83
طايفهء سوّم : رواياتى كه مىگويد اگر عيب بعد از عقد و قبل از وطى باشد فسخ جايز است .
اين روايات در به دو نظر جواز فسخ در عيوب را مىگويد ولى اگر دقّت شود همه داراى مشكلاتى است .
* . . . عن عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال : المرأة تردّ من أربعة أشياء : من البرص و الجذام و الجنون و القرن و هو العفل ما لم يقع عليها
( قبل از وطى )
فإذا وقع عليها فلا . « 7 »
هامش
( 1 ) ح 13 ، باب 1 از ابواب عيوب .
( 2 ) ح 1 ، باب 2 از ابواب عيوب .
( 3 ) ح 3 ، باب 1 از ابواب عيوب .
( 4 ) ح 4 ، باب 1 از ابواب عيوب .
( 5 ) ح 6 ، باب 1 از ابواب عيوب .
( 6 ) ح 9 ، باب 1 از ابواب عيوب .
( 7 ) ح 1 ، باب 1 از ابواب عيوب .