قلنا : بله در يك شقّ از مسأله عقد مادر هم باطل مىشود ، يعنى در جايى كه مادرِ مادر ( جدّهء امّى ) نوه را شير داده باشد عقد مادر بچهء شيرخوار هم باطل مىشود ؛ ولى اگر مادر بزرگ ابى باشد اشكالى پيش نمىآيد و شايد مرحوم امام در مقام بيان از اين جهت نبودهاند .
[ مسألة 3 : ( مهر النكاح المبطل ) ]
مسألة 3 : اذا حصل الرضاع الطارىء ( رضاع بعد العقد ) المبطل للنكاح فإمّا أن يبطل نكاح المرضعة ( كبيره ) بارضاعها كما فى ارضاع الزوجة الكبيرة لشخص زوجته الصغيرة بالنسبة الى نكاحها و إمّا أن يبطل نكاح المرتضعة كالمثال بالنسبة الى نكاح الصغيرة ، و امّا أن يبطل نكاح غيرهما كما فى إرضاع الجدّة من طرف الام ولد بنتها ، و الظاهر بقاء استحقاق الزوجة للمهر فى الجميع الّا فى الصورة الاولى فيما اذا كان الارضاع و انفساخ العقد قبل الدخول ، فانّ فيها تأمّلًا ، فالاحوط التخلّص بالصّلح ، بل الاحوط ذلك ( صلح ) فى جميع الصّور و ان كان الاستحقاق أقرب ( احتمال دارد كه به هر سه صورت بخورد و احتمال دارد به صورت اوّلى كه محلّ بحث بود بخورد ) و هل تضمن المرضعة ما يغرمه الزوج من المهر قبل الدخول فيما اذا كان ارضاعها مبطلًا لنكاح غيرها ؟ قولان ( دعوى منحصر به صورت سوّم نيست بلكه در صور ديگر هم مىآيد ) اقواهما العدم ، و الاحوط التصالح .
عنوان مسأله :
اين مسأله بحث مهمّى است كه مربوط به مسئلهء 14 ( زوجهء صغيره و كبيره ) و در مورد مهريه است و داراى دو فرع است . كه فرع اوّل در مورد مهر و فرع دوّم در مورد ضمان است .
فرع اوّل : مهريّه
حال كه نكاح كبيره و صغيره باطل شد آيا مهريّهاى تعلق مىگيرد .
اين مسأله در تمام موارد فسخ ( عيوب و خيار ) مىآيد كه آيا در موقع فسخ ، مهريّه ثابت است يا نه ؟ بسيارى از علماء اين مسأله را ذكر كردهاند .
تحرير الوسيله سه صورت تصوّر مىكند :
1 - صغيرهاى باشد كه از خودش اراده و اختيارى ندارد .
2 - كبيرهاى كه با ميل و اختيار خودش صغيره را شير مىدهد .
3 - شخص ثالثى شير داده و اين زن عقدش باطل شد ( مثلًا مادربزرگ نوه را شير داده و اين دختر در خانهء شوهر عقدش باطل شده است . )
آيا در تمام اين صور مهر ثابت است ؟
68 ادامهء مسئلهء 3 ( مهر النكاح المبطل . . . ) . . . . . 27 / 11 / 80
ادلّهء قائلين به عدم تعلّق مهر :
در قسمت اوّل ( تعلّق مهر ) قائلين به عدم دو دليل اقامه مىكنند :
1 - مقتضاى قواعد :
قاعده در مورد فسخ و انفساخ اين است كه مهر نيست و مرد مالك مهر و زن مالك خودش مىباشد . مثلًا در فسخ به عيوب مهر نيست .
چون جدايى زن سه حالت دارد : يا طلاق است يا موت و يا فسخ و انفساخ .
حالت اوّل : طلاق
طلاق اگر با طلاق باشد بلا اشكال مهر هست كه حكم آن در متن قرآن آمده است و اجماع مسلمين بر آن قائم است . ( يا قبل از دخول كه نصف مهر است يا بعد از دخول است كه تمام مهر است ) .
حالت دوّم : موت
در صورت موت دو قول است ( كه در باب مهور بحث مفصّل آن خواهد آمد ) بعضى مىگويند كه بالموت تمام مهر مىآيد چه دخول باشد و چه نباشد ، و بعضى مىگويند در صورت دخول تمام مهر ثابت است يعنى بعضى موت را مانند طلاق منصّف دانستهاند ولى ما معتقديم كه موت منصّف نيست .
حالت سوّم : فسخ و انفساخ
در مورد فسخ يا انفساخ عدّهاى مىگويند مقتضاى قاعده عدم مهر است كه صاحب جواهر هم از اين قول تبعيّت كردهاند ، به اين بيان كه معنى فسخ در هر معاملهاى اين است كه كل واحد من العوضين به جاى خودش برمىگردد ، ازدواج هم نوعى معامله است . پس وقتى عقد به هم خورد زن صاحب اختيار خودش است و مرد هم صاحب مهر مىشود ( اين بحث مخصوص رضاع نيست و در هر جايى كه فسخ باشد مطرح مىشود ) .
ان قلت : آيا فسخ من حين الفسخ است يا از اصل ؟ اگر من حين الفسخ باشد تمام نماءات براى مالكِ بعد از عقد است ، و اگر من حين العقد فاسد باشد به مالك اوّلى مىرسد .
قلنا : فسخ من حين الفسخ است ، ولى بازهم معنى فسخرجوع كل من العوضين الى صاحبهاست و در تمام خيارات همين گونه است .