اذا دخل بالام حرمت عليه سواء كانت فى حجره أو لم تكن فى قول عامة الفقهاء الا انّه روى عن عمر و على عليه السلام ( مرحوم كاشف اللثام در كشف اللثام مىفرمايد اين نيز از دروغهايى است كه به على عليه السلام نسبت دادهاند و على عليه السلام هرگز چنين حكمى نفرمودهاند ) انّهما رخّصا ( اجازه دادهاند ) فيها اذا لم تكن فى حجره و هو قول داوود .
ابن قدامه در ذيل كلامش مىگويد :
و إن لم يدخل بالمرأة لم تحرم عليه بناتها فى قول عامّة علماء الأمصار إذا بانت من نكاحه ( طلاق دهد ) الّا أن يموت قبل الدخول ففيه روايتان ( در مسأله دو قول وجود دارد ) إحداهما تحرم ابنتها و به قال زيد بن ثابت و هى اختيار ابى بكر لأن الموت اقيم مقام الدخول فى تكميل العدة و الصداق . « 1 »
اگر غير مدخوله طلاق بگيرد عدّه ندارد ولى اگر شوهر قبل از دخول بميرد عدّه دارد ، بنابراين در مورد عدّه ، موت جانشين دخول شده است ، در مورد مهر هم ، چنين است ، يعنى اگر غير مدخوله طلاق بگيرد ، مهرش نصف است و اگر مدخوله طلاق بگيرد يا غير مدخوله بميرد ، مهرش كامل است ، پس در دو جا ، موت جانشين دخول شده است ، در اينجا هم قياس مىكنند و مىگويند اگر غير مدخوله بميرد ، دخترش حرام ابدى مىشود ، يعنى در مورد حرمت ربيبه ، موت جانشين دخول مىشود .
در ادامه ابن قدامه مىگويد كه ما نمىتوانيم نصّ ( قرآن ) را به خاطر اين قياسِ ضعيف كنار بگذاريم .
مرحوم نراقى مىفرمايد :
المسألة الثّانية : تحرم ايضاً بالوطء اذا كان حلالًا ( وطى حلال ) بنت الموطوءة امّا بالتزويج فبالاجماع المحقق و الآية و الاخبار المتكثرة . « 2 »
اصحاب ما و اكثر علماى عامّه اين مسأله را اجماعى مىدانند ولى بعضى از عامّه در دو قسمت از مسأله اختلاف كردهاند .
1 - جايى كه مادر قبل از دخول بميرد
2 - جايى كه در حجر نباشد ، يعنى در خانه شوهر پرورش پيدا نكند يا مادر بعد از طلاق گرفتن از اين شوهر ازدواج كند و از او بچّههايى پيدا كند .
ادلّه :
1 - آيات :
الف : آيهء
« وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ »
« 3 »
دلالت آيه روشن است و حرمت را مشروط به دخول كرده است و از اين نظر صراحت دارد ولى قيد
« فِي حُجُورِكُمْ »
قيد احترازى است يا غالبى ؟
از ناحيه اصحاب ما اجماع قائم است كه اين قيد احترازى نيست بلكه قيد غالبى است .
ان قلت : اين قيد غالبى را براى چه مىآورند ؟
قلنا : گاهى قيد غالبى را براى معرّفى موضوع ذكر مىكنند كه اين معرّفى بالاكثريّت است ، يعنى در تمام افراد نبوده بلكه در غالب افراد است و شبيه حكمتى است كه در باب تعليل مىگوييم ( اين بحث در باب مفهوم وصف در اصول ذكر شده است ) .
ان قلت : از كجا مىگوييد اين قيد غالبى است ؟
قلنا : زنى كه شوهرش مرده و بچه دارد و مىخواهد ازدواج كند غالبا جوان است ، چون معمولًا پيرزنها ازدواج نمىكنند و وقتى زن جوان باشد ، بچّهاش هم كوچك بوده و در كنار او خواهد بود ، پس غالب زنانى كه شوهر مرده هستند يا طلاق گرفتهاند و دوباره ازدواج مىكنند بچّهشان كوچك و غالباً در دامان شوهر دوّم بزرگ مىشود .
نكته : بعضى گفتهاند « ربيبه » در لغت مفهوم عامّى دارد يعنى « كسانى كه تربيت شدهاند » ولى در اينجا وقتى مىگويد
« وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ . . . »
يعنى « دخترِ زنِ انسان » بنابراين قيد در آيه سه خاصيت دارد :
1 - قيدِ توضيحى است .
2 - قيدِ تعليلى است .
3 - محدودكننده معنى عامِّ ربيبه است .
106 ادامهء مسئلهء 3 . . . . . 11 / 3 / 81
2 - روايات :
در اينجا دو طايفه روايت داريم ، طايفهاى كه در مورد شرطيّت دخول بحث مىكند ، و طايفهء ديگر در مورد عدم تفاوت فى حجره و فى غير حجره .
طايفهء اوّل : شرطيّت دخول
* . . . عن غياث بن كلوب ، عن اسحاق بن عمّار ، عن جعفر ، عن أبيه ، انّ عليّاً عليه السلام كان يقول الربائب عليكم حرام من الامّهات اللاتى قد دخل
هامش
( 1 ) مغنى ، ج 7 ، ص 473 .
( 2 ) مستند ، ج 16 ، ص 332 .
( 3 ) آيه 23 ، سوره نساء .