نيست از آن بحثى نمىكنيم .
3 - عقل :
در مورد ديوانه نيز بحثى نيست و همه مىدانند كه ديوانه نمىتواند حاكم شرع يا وصى شود ، ( قضايا قياساتها معها )
پس اين سه شرط مسلّم است و بحثى ندارد و آنكه بايد روى آن بحث شود شرط اسلام است .
4 - اسلام :
در صورتى كه مولّى عليه مسلمان باشد اجماعى است كه ولى بايد مسلمان باشد . صاحب رياض ، صاحب جواهر ، مسالك ، حدائق و كشف اللثام آن را نقل كردهاند .
صاحب حدائق مىفرمايد :
الظاهر انّه لا خلاف بين الاصحاب فى اشتراط الاسلام فى الولاية ( ولى صغير و حتى كبير مثل مجنون بايد مسلمان باشد ) فلا تثبت للكافر - أباً كان أو جداً أو غيرهما - الولاية على الولد المسلم صغيراً او مجنوناً ، ذكراً كان أو انثى ، « 1 » در ادامه مىفرمايد چگونه مىشود پدر كافر ، امّا فرزند مسلمان باشد . ايشان چهار صورت را ذكر مىكند :
1 - مادرش مسلمان باشد . 2 - جدّش مسلمان باشد . 3 - خودش بعد از بلوغ مسلمان شد ، بعد ديوانه شد . 4 - بالغ عاقل مسلمان امّا باكرهء رشيده بنا بر قول به اذن ، آيا پدر بر اين دختر مسلمان ولايتى دارد ، مىگويند نه . صورت ديگرى هم تصور كردهاند و آن اينكه بچّهء نابالغ مسلمان بشود ، اگر بگوئيم كه اسلام بچّهء نابالغ پذيرفته مىشود .
ما مىگوئيم بچه نابالغ اگر عاقل و هوشيار باشد و مسلمان شود پذيرفته مىشود چون صحّت نماز و روزهء بچهء عاقل و فهميده ، فرع بر اين است كه اسلام او پذيرفته شود .
مرحوم حكيم در مسئلهء 16 از مسائل عروه ، اجماع را از مسالك و كشف اللثام نقل مىكند .
ادلّه :
1 - اجماع :
اجماع قائم است بر عدم ولايت كافر بر مسلمان .
جواب : چون دليلهاى ديگر داريم اجماع مدركى است و حجّت نيست . زيرا مادامىكه دليلهاى ديگر باشد اجماع فقط مؤيّد است .
2 - آيات :
الف - آيهء : « وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا »
« 2 » .
آيه قابل بحث است زيرا در مورد « سبيل » چهار احتمال دادهاند .
1 - غلبهء نظامى ،
( الغلبة العسكريّه ) يعنى كافران بر مؤمنان غلبهء نظامى نخواهند كرد ولى اين درست نيست و مانعى ندارد كه كفّار در جنگى پيروز شوند . مانند پيروزى آنان در جنگ احُد ( اين احتمال خوبى نيست ) .
2 - غلبهء منطقى
( الغلبة من ناحية الحجّة ) ، مرحوم طبرسى در مجمع البيان اين احتمال را مىدهد كه غلبهء منطقى و حجّت و استدلال بر مؤمنين ندارند و منطق اسلام از همه قوىتر است ( اين احتمال خوبى است ) .
3 - غلبه در آخرت ،
يعنى در آخرت طلبكار از مسلمانان نخواهند بود اين تعبير به خاطر ضميمه شدن قسمت قبلى آيه است كه خداوند مىفرمايد :
فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ . . .
« 3 »
4 - غلبهء تشريعى :
ولايت ، حكم تشريعى است كه خداوند براى كافران ولايت بر مؤمنان را قرار نداده است ، اين در عالم تشريع است .
اگر احتمال آخر را بتوانيم درست كنيم و بقيّهء احتمالات كنار رود ، آيه به براى استدلال مناسب است ، البتّه احتمال دارد كه سه احتمال آخر با هم مورد نظر باشد يعنى نه غلبهء منطقى و نه سبيل آخرت و نه سبيل تشريعى قرار نداده و سبيل هم عام است و تمام موارد را شامل مىشود . بعضى مىگويند در عالم تشريع خداوند ولايت قرار داده است ، مثل اين كه انسان مسلمان اجير شخص كافر شود ؛ ولى در جواب بايد گفت در چنين موردى ولايت نيست ، چون در اين صورت حاكميّت نيست و فقط نوعى معامله است .
پس اين آيه زنده شد و مطابق اين آيه عمل مىكنيم .
ب - آيهء « وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ »
« 4 »
مفهوم آيه اين است كه مؤمنين مىتوانند ولىّ هم شوند ولى كفار نه ، و آيهء :
« وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ »
« 5 » مىفرمايد : بعضى از كفّار مىتوانند ولىّ بعضى ديگر شوند .
3 - روايت :
استدلال به حديث نبوى
« الاسلام يعلو و لا يُعلى عليه » « 6 »
كه احتمالات چهارگانهء در مورد آيه در اين روايت هم مطرح است
هامش
( 1 ) حدائق ، ج 23 ، ص 267 .
( 2 ) آيهء 141 سورهء نساء .
( 3 ) آيهء 141 سورهء نساء .
( 4 ) آيهء 71 سورهء توبه .
( 5 ) آيهء 73 سورهء أنفال .
( 6 ) بحار ، ج 39 ، ص 47 .