او مسلكى الحيض و الغائط ) .
قول چهارم : اتّحاد المسالك الثلاثة .
قول پنجم : اتّحاد مسلكى البول و الغائط .
اين قول معناى درستى ندارد ، زيرا بدون از بين رفتن غشاء ما بين مجراى بول و حيض ، اين امر محال است .
119 ادامهء مسئلهء 12 . . . . . 12 / 3 / 80
حقيقت مسأله :
براى پيدا كردن معناى صحيح افضاء بايد سراغ ريشهء مسأله رفت .
افضاء در روايات :
كلمهء « افضاء » در احاديث ما به چند عنوان وارد شده است :
1 - « افضاء » در سه حديث . « 1 »
2 - « اقتضّ » از مادهء اقتضاض به معنى پارگى ( افضاء و اقتضاض لازم و ملزوم هم هستند ) .
3 - « افساد » .
4 - « عطّلها على الازواج » .
افضاء در لغت :
« افضاء » در لغت از مادّهء فضا ( وسعت و ميدان ) به معنى توسعه دادن است . ارباب لغت « اتّحاد المسلكين » را به عنوان يكى از معانى افضاء شمردهاند ، از جمله قاموس چنين دارد : الافضاء هو اتّحاد المسلكين ، شايد در نظرشان مسلّم بوده است كه اتّحاد مسلك اوّل و دوّم مراد است . لسان العرب هم مىگويد : الافضاء اتّحاد المسلكين كه ايشان هم تبيين نكردهاند كه كدام دو مسلك مراد است ، فقط مجمع البحرين بعد از بيان « اتّحاد المسلكين » آن را چنين تفسير مىكند : اى مسلك البول و الغائطكه گفتيم اين معنى بدون عبور از مسلك دوّم امكانپذير نيست .
سؤال : آيا ارباب لغت كه اتّحاد مسلكين را مطرح كردهاند ، اين معنى را از فقهاء گرفتهاند ، يا فقهاء از آنها ؟
كليد حلّ مشكل :
در اينجا نكتهاى هست كه ممكن است كليد حلّ مشكل باشد .
توسعه دادن در دستگاه تناسلى ، بدون تخريب ديوارههاى بين مجارى ممكن نيست و ديوارى كه احتمال بيشترى در خراب شدن آن هست ، مجراى اوّل و دوّم است ؛ ولى خراب شدن ديوار بين مجراى دوّم و سوّم بعيد است كه اگر خراب شود بازهم افضاء است و اگر هر سه هم خراب شود ، باز توسعه است و افضاء .
پس فقهاء از ريشهء لغوى استفاده كرده و « افضاء » را معنى كردهاند و « اتّحاد مسلكين » كه بعضى از لغويّون آن را ذكر كردهاند از كلام فقهاء گرفته شده ، بنابراين در اينجا نيازى نيست سراغ اجماع برويم ، همانگونه كه بعضى مدرك منحصر به فرد را اجماع دانستهاند .
اگر بخواهيم عناوين موجود در رواياتِ افضاء را در يك عنوان جمع كنيم ، معيار كدام يك از اين عناوين است ؟
معيار عنوان چهارم است ، « عطّلها على الازواج » يعنى تعطيل بر ازواج ، قدر متيقّن از افضاء است ، تعطيل بر ازواج هم از دو جنبه است : 1 - تعطيل از ناحيهء ولادت ( صارت بحيث لا تلد ) .
2 - تعطيل از ناحيهء مقاربت
سؤال : اگر پارگى حاصل شد ، امّا بگونهاى بود كه تعطيل بر ازواج نشد ( ناقص شده امّا از كار نيافتاده و فرزند مىآورد و قابل وطى است ) آيا احكام افضاء جارى است ؟
جواب : معيار ما در افضاء عطّلها على الازواج است ، پس احكام افضاء جارى نيست ، به عبارت ديگر روايت حمران « 2 »
( لانّه افسدها و عطّلها على الازواج )
مثل قياس منصوص العلّه است ، قياس منصوص العلّه گاهى محدود مىكند و گاهى توسعه مىدهد ( العلّة تعمّم و تخصّص ) .
در ما نحن فيه علّت توسعه مىدهد ، يعنى اگر پارگى منجر به تعطيل بر ازواج نشود نمىتوان احكام افضاء را جارى كرد چون علّت منصوصه مقدّم است .
نتيجه : در باب افضاء از نظر موضوع تنها جائى قائل به افضاء هستيم كه تعطيل بر ازواج شود ، ( در جنبهء ولادت و مقاربت ) و لعلّ كه نظر مشهور هم همين باشد ، چون مشهور مطلق گفتهاند و تناسب مسأله اين است كه اگر زن از كار نيافتاده است ، چرا ديهء كامله داده شود ، ديهء كامله يا براى قتل است يا براى از كار افتادن كامل يك عضو و در نقصان فى الجملهء عضو ، ديهء كامله نداريم ، پس اگر بطور كامل از كار نيافتاده ، ديهء كامل و انفاق الى الابد لازم نيست .
بقى هنا امران :
الامر الاوّل : اگر افضاء را ترميم كردند و معالجه شد ( كه در عصر و زمان ما كاملًا ميسّر است )
لا سيّما كه بسهولة ممكن باشد ، آيا در اين صورت باز ديهء كامله و انفاق الى الابد لازم است ؟
جواب : انصاف اين است كه ادلّهء ما شامل اينجا نمىشود ، چون
هامش
( 1 ) ح 1 و 3 و 4 باب 34 از ابواب مصاهره .
( 2 ) ح 1 ، باب 34 از ابواب مصاهرة .