صاحب جواهر بعد از اينكه نظر به غير وجه و كفّين را در حال اختيار جايز نمىداند مىفرمايد :
اجماعاً بل ضرورة من المذهب و الدّين ، در ادامه در مورد وجه و كفين مىفرمايد : جماعتى نظر به وجه و كفين را بدون تلذذ و ريبه اجازه دادهاند و بعضى مطلقاً اجازه ندادهاند و در آخر كلامش قول به تفصيل را نقل كرده و مىفرمايد :
فهو أضعف قول فى المسألة ( اگر چه محقق اين نظر را پذيرفته است ) . « 1 »
اقوال عامّه :
از عبارات اهل سنّت معلوم مىشود كه آنها هم مثل ما سه قول دارند ، ابن قدامه كلامى از « احمد بن حنبل » نقل كرده و مىگويد :
قال احمد : لا يأكل مع مطلّقته هو أجنبيٌّ لا يَحِلَّ له أَن ينظُر اليها كيف يأكل معها ينظر الى كفّها ( معمولًا با دست غذا مىخوردند ) لا يحلّ له ذلك ( معلوم مىشود كه احمد حنبل اجازهء نگاه به كفّين را نداده ) .
در ادامه ابن قدامه از قول قاضى چنين نقل مىكند :
و قال القاضى يحرم عليه النظر الى ما عدا الوجه و الكفّين لانّه عورة و يباح له النظر اليها ( وجه و كفّين ) مع الكراهة إذا امِنَ الفتنة و نظر لغير شهوة و هذا مذهب الشافعى لقول اللّه تعالى و لا يبدين زينتهنّ إلّا ما ظهر منها قال ابن عباس : الوجه و الكفين ( كه از ابن عباس نقل مىكند ولى معلوم نيست نظر خودش است يا از پيامبر نقل مىكند البتّه عامّه نظر صحابه را تقريباً حجّت مىدانند ) .
در ادامه ابن قدامه با احمد هم صدا شده و به بعضى از آيات و روايات استدلال مىكند :
و عن على عليه السلام قال : قال لى رسول اللّه صلى الله عليه و آله لا تتّبع النّظرة النظرة
( نگاه پشت سر هم نكن )
فانّما لك الأولى و ليست لك الآخرة
، ( اين تعبير اشاره به قول سوّم است ) . « 2 »
ادلّه :
1 - آيهء [ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ]
« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
. . .
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ
. . .
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
« 3 » .
از جملهء
« إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
وجه و كفين را اجمالا استفاده مىكنيم ، چون قدر متيقّن از آن وجه و كفّين است و خصوص سرمهء چشم و لازمهاش - چشم فقط - و يا انگشتر و لازمهاش - انگشت به تنهايى - را احدى نگفته است ، پس وجه و كفّين قدر متيقّن است .
إن قلت : اين آيه در مورد مسئلهء حجاب است نه در مورد جواز نظر ، آيا مىتوان از مسئلهء حجاب جواز نظر را استفاده كرد ؟
قلنا : بله ملازمهء عرفى دارد يعنى اگر اجازه دادهاند كه در مقابل مردم وجه و كفين باز باشد و پوشاندن آن لازم نباشد به اين معنى است كه نگاه كردن هم جايز است ، و نمىشود به زن بگويند صورتت را باز كن و به مرد بگويند نگاه نكن و جدا كردن اين دو از هم خلاف عرف است . البتّه ملازمهء عقلى نيست چون هيچ مانعى ندارد كه عقلا به زن بگويند وجه و كفّين را بپوشان و به مرد بگويند نگاه نكن .
2 - رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده است :
بحث سنّت و روايات بعد خواهد آمد ولى در اينجا خصوص رواياتى كه در تفسير آيه آمده و هشت روايت است مطرح مىشود و چون روايات متضافر است نياز به بررسى اسناد ندارد .
* . . . عن زرارة ، عن أبي عبد اللّه عليه السلام فى قول اللّه عزّ و جلّ
« إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
قال عليه السلام : الزّينة الظّاهرة الكحل و الخاتم
( سرمه كه نمايان باشد چشم هم نمايان است و اگر انگشتر هم نمايان شد انگشت هم نمايان مىشود و كسى هم خصوص چشم و انگشت را نگفته است پس استفاده وجه و كفّين مىكنيم و وقتى پوشاندن آن لازم نيست نظر به آن جايز است ) . « 4 »
* . . . عن مسعدة بن زياد
( سند حديث مشكل دارد )
قال : سمعت جعفراً و سُئلَ عمّا تظهر المرأة من زينتها قال : الوجه و الكفّين
( متن آيهء قرآن در حديث نبود ولى از تعبير معلوم مىشود كه ناظر به تفسير آيه است ) . « 5 »
* . . . عن الفضيل قال سألت أبا عبد اللّه عليه السلام عن الذراعين من المرأة هما من الزنية الّتي قال اللّه :
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ »
؟ قال :
نعم و ما دون الخمار
( يعنى موهاى سر )
من الزينة و ما دون السوارين
( بالاتر از دستبند و از اينجا معلوم مىشود كه صورت و كفّان براى نظر مجاز هستند .
در اين روايت امام زينت باطن را تفسير مىكند كه از آن
هامش
( 1 ) ج 29 ، ص 75 .
( 2 ) مغنى ، ج 7 ، ص 460 .
( 3 ) آيهء 31 ، سورهء نور .
( 4 ) ح 3 ، باب 109 از ابواب مقدّمات نكاح .
( 5 ) ح 5 ، باب 109 از ابواب مقدّمات نكاح .