به دلالت التزام استفاده مىشود كه نگاه مرد هم به زن جايز است .
إن قلت : حكم جواز نظر در مورد روايت اختصاص به ضرورت دارد .
قلنا : اگر ضرورت بود روايت مىفرمود از روى لباس غسل دهد و حال آنكه چنين نگفته است .
سند اين روايت و دلالتش خوب است و در مورد نگاه كردن است ولى لمس را شامل نمىشود و اگر جملهء آخر در روايت ابهام داشته باشد ، ابهام به صدر حديث هم سرايت مىكند و صدر را نسبت به لمس كردن از كار مىاندازد .
نتيجه : نگاه كردن محارم به بدن محرم جايز است ولى لمس از آن استفاده نمىشود .
* . . . عن عمار الساباطى عن أبي عبد اللّه عليه السلام فى ( حديث ) فى الصبيّة لا تصاب امرأةٌ تغسّلها قال : يُغَسِّلُها رجلٌ أولى النّاس بها . « 1 »
« صبية » به معنى دختر نابالغ است يا اعم است از بالغ و نابالغ ؟
ظاهر اين است كه اعم است و از اين كه صبيّه عام است و غسيل هم مقيد نشده است كه از روى لباس باشد معلوم مىشود كه محارم مىتوانند به بدن محارم نگاه كنند .
« عمار ساباطى » فطحى مذهب ولى موثّق است البتّه در اين باب روايات زيادى داريم كه ما را از بحث سند بىنياز مىكند ( تضافر ) .
نكته : قوّت سند از چند راه ثابت مىشود : 1 - وثاقت راوى ، 2 - عمل مشهور ، 3 - تضافر ( چند روايت در كتب مختلف باشد ) ، 4 - محتواى حديث ( گاهى روايت محتوايى دارد كه از غير امام نمىتواند صادر شود مثل خطبههاى نهج البلاغه كه بسيارى از آنها مرسل است ولى محتوا ، نشان مىدهد كه از امام صادر شده است ) .
* . . . عن عمّار بن موسى ، عن أبي عبد اللّه عليه السلام أنّه سئل عن الرّجل المسلم يموت فى السّفر و ليس معه رجل مسلم و معه رجال نصارى و معه عمّته و خالته مسلمتان
( در باب طهارت يهود و نصارى مىگوييم كه آنها طاهر هستند ولى در جامعهء خودمان كه احتياط ممكن است مىگوييم احتياط بهتر است و اين حكم را از همين روايات باب غسل استفاده مىكنيم )
كيف يصنع فى غسله ؟ قال :
تغسّله عمّته و خالته فى قميصه و لا تقربه النصارى ،
( آيا از روى پيراهن غسل دادن سبب مىشود كه تمام بدن او پوشيده باشد يا اينكه در بين غسل دادن مقدارى از بدن او ظاهر مىشود ؟ اگر پيدا نشود مختصّ به عمّه و خاله نيست بلكه زنان ديگر هم مىتوانند او را غسل دهند .
دليل اينكه روايت مىگويد عمّه و خاله از روى پيراهن غسل دهند اين است كه بالاخره در غسل دادن از روى پيراهن هم قسمتهائى از بدن پيدا مىشود كه فقط عمّه و خاله مىتوانند ببينند )
و عن المرأة تموت فى السّفر و ليس معها امرأةٌ مسلمة و معها نساء نصارى و عمّها و خالها معها مسلمان ؟ قال : يغسّلونها و لا تقربنها النصرانيّة كما تغسلها غير أنّه يكون عليها درع
( پيراهن بدن زن را مىپوشاند ولى سر و گردن و قسمتى از دستها و پاها بيرون مىماند و اينها دليل مىشود كه قسمتهائى از بدن را مىشود ديد ) فيصبّ الماء من فوق الدرع . « 2 » ( به مقدارى از اين روايت مىتوان استدلال كرد ) .
15 ادامهء مسئلهء 17 . . . . . 14 / 4 / 78
* . . . صفوان بن يحيى ، عن منصور قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السلام عن الرّجل يخرج فى السّفر و معه امرأته أ يغسّلها ؟ قال : نعم و امّه
( در اينجا بايد « امَّه » را مفعول بخوانيم چون اگر فاعل بخوانيم توضيح واضح است چون همجنس هستند و اين روشن است )
و اخته و نحو هذا
( علاوه بر اين كه مرد مىتواند همسرش را غسل دهد مىتواند مادر ، خواهر ، عمّه و خاله را غسل دهد )
يلقى على عورتها خرقة « 3 »
( از اينجا معلوم مىشود كه بقيّهء بدن برهنه است ) .
اين روايت از بهترين رواياتى است كه دلالت مىكند بر برهنه بودن و جواز نظر .
مراد از « منصور » در سند روايت چه كسى است ؟ به احتمال قوى « منصور بن حازم » است كه از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام است و در ابواب فقه 360 روايت دارد كه در نود و دو مورد « منصور » به تنهايى است و حازم ندارد و احتمال دارد منصور بن حازم باشد و احتمال دارد منصورى باشد كه توثيق نشده ، ولى دو قرينه داريم كه در آن موارد كه منصور به تنهائى ذكر شده مراد منصور بن حازم است :
اوّلا : بقيّهء منصورها روايتى ندارند . ثانياً : راوى از منصور در
هامش
( 1 ) وسائل ، ج 2 ، ح 11 ، باب 20 از ابواب غسل ميّت .
( 2 ) وسائل ، ج 2 ، ح 5 ، باب 20 از ابواب غسل ميّت .
( 3 ) وسائل ، ج 2 ، ح 1 ، باب 20 از ابواب غسل ميّت .