وامها ( يعنى به صورت ربوى ) دريافت مىكنند و اين خود ، عاملى است براى رشد توليد .
البته روشن است كه اين تحليلها و تفسيرها مادامى كه حيات اقتصادى اسلام به تجربهء حسى خارجى نرسد مفهوم عملى جامع و شاملى را به ارمغان نمىآورد ، زيرا بسيار اتفاق مىافتد كه اختلاف ميان حيات واقعى نظام اقتصادى و اينگونه تفسيرهاى مبتنى بر فرض ، فاحش است خصوصاً اينكه يكى از عوامل بسيار مؤثر در سير اوضاع اقتصاد اسلامى ، عنصر معنويت عمومى و مسائل روحى و فكرى جامعه است و شكّى نيست كه معنويت عمومى از درجهء معين و محدودى برخوردار نيست كه بتوان آن را فرض كرد و نظريات علمى مختلفى را بر آن مبتنى ساخت . « 1 »
نتيجه اين مىشود كه علم اقتصاد اسلامى زمانى حقيقتاً تولد يافته و چهرهء واقعىاش نمودار مىشود كه نظام اقتصاد اسلامى با همهء ريشهها و خصوصيات و جزئياتش در متن زندگى پياده شود و همهء فراز و نشيبها و تجارب و حوادثش به طور منسجم و منظّم تحليل و بررسى گردد ، هر چند در فرض پيادهشدن دستورات اقتصادى اسلام ، مىتوان دورنمايى از علم اقتصاد اسلامى را ترسيم كرد .
به هر حال نبايد انتظار داشته باشيم كه اسلام بحثى به عنوان « علم اقتصاد اسلامى » داشته باشد ، زيرا آئينهاى الهى مجموعهاى از بايدها و نبايدها و روشهاى عملى است نه بحثهاى كلّى علمى ؛ گرچه مىتوان با مطالعهء اين روشها و بايدها و نبايدها به اصولى به عنوان اصول علم اقتصاد اسلامى پى برد و آن را تدوين كرد .
منابع و مآخذ
1 . اقتصاد ، پل ساموئلسن ، ترجمه حسن پيرنيا ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران ، 1352 .
2 . اقتصادنا ، شهيد صدر ، چاپ مكتب الاعلام الاسلامى ، قم ، 1375 .
3 . درآمدى بر اقتصاد اسلامى ، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه ، 1363 .
4 . فصلنامهء تخصصى اقتصاد اسلامى ، سال اول ، شمارهء سوم ( مقالهء اسلام و نظام اقتصادى ، سيد حسين ميرمعزى ) .
5 . مبانى واصول علم اقتصاد ، يداللَّه دادگر ، تيمور رحمانى ، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى ، قم ، 1380 .
6 . محاضرة عن الاقتصاد الاسلامى ، دكتور محمد العربى .
هامش
( 1 ) . ر . ك : اقتصادنا ، ص 315 - / 319 .