تعاريف
1 . تعريف اقتصاد
واژهء « اقتصاد » در لغت عرب به معناى ميانهروى ، صرفهجويى و پسانداز است « 1 » و « مقتصد » كه در آياتى نظير « فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُّقْتَصِدٌ » « 2 » و « فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقُ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ » « 3 » بهكار رفته به معناى « مستقيم » است كه لازمهء ميانهروى و اعتدال است .
2 . تعريف علم اقتصاد
در تعريف « علم اقتصاد » كه از آن به « اقتصاد تحليلى » نيز ياد مىشود ، گفته شده است :
الف . « علم اقتصاد عبارت از بررسى روشهايى است كه بشر با وسيله يا بدون وسيلهء پول براى بهكار بردن منابع كمياب توليد به منظور توليد و يا توزيع كالا و خدمات ، بهكار مىگيرد » . « 4 »
ب . « علم اقتصاد دانشى است كه حيات اقتصادى جامعه را تفسير و پديدهها و جلوههاى آن را و نيز ارتباط آن پديدهها و جلوهها را با اسباب و عوامل كلىاى كه بر آن حاكم است تبيين مىكند » . « 5 »
ج . « علم اقتصاد يا اقتصاد تحليلى ، دانشى است كه رفتارهاى بشرى را در زمينهء توليد ، توزيع و مصرف ، تجزيه و تحليل مىكند تا قدرت پيشبينى پديدههاى اقتصادى را بهدست آورد » . « 6 »
از مجموع اين تعاريف بهدست مىآيد كه علم اقتصاد يكى از علوم اجتماعى است كه به بررسى و تحليل فعاليتهاى فردى و جمعى مربوط به توليد ، مبادله و مصرف كالاها و خدمات مىپردازد ؛ يعنى كارش تبيين جلوهها و رفتارهاى اقتصادى و تفسير
هامش
( 1 ) . ر . ك : المعجم الوسيط ، مفردات « قصد » .
( 2 ) . لقمان ، آيهء 32 .
( 3 ) . فاطر ، آيهء 32 .
( 4 ) . اقتصاد ، پل ساموئلسن ، ج 1 ، ص 6 ، با ترجمهء دكتر حسين پيرنيا ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران ، 1352 .
( 5 ) . اقتصادنا ، شهيد صدر ، چاپ مكتب الاعلام الاسلامى ، 1375 شمسى ، ص 44 .
( 6 ) . درآمدى بر اقتصاد اسلامى ، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه ، چاپ سلمان فارسى ، 1363 ، ص 11 .