[ جلد دوم ]
پيشگفتار : نگاهى كوتاه به محتواى كتاب
مسائل اقتصادى در ميان انسانها هميشه جزء مسائل صدرنشين اجتماع بشرى بوده ، و بسيارى از حوادث تاريخى : جنگها ، صلحها ، اتحادها ، جدايىها ، حتى جهتگيرىهاى علوم و دانشها و فلسفهها به سوى آن بوده است ، تا آنجا كه بعضى از مكاتب مادى كه راه اغراق را در پيش گرفتهاند آن را موتور تمام حركات اجتماعى بشر در طول تاريخ دانسته ، و نام نيروى محرك تاريخ را براى آن انتخاب كردهاند .
و در عصر و زمان ما تأثيرگذارى امور اقتصادى بر روند گردونهء تاريخ بيشتر و عميقتر به نظر مىرسد .
چرا كه از يكسو مظاهر زندگى مادى متنوعتر و پر جاذبهتر شده ، و از سوى ديگر بر اثر ارتباط بسيار شديد و تنگاتنگ ملتها رقابتها افزونتر گشته ، و از سوى سوم انسانها بر اثر غلبهء تفكر مادىگرى حريصتر و دنياپرستتر شدهاند .
در اين ميان اقتصاد اسلامى با ويژگىهايش مىتواند در زندگى مردم جهان ورود كند و طرح نوى بيندازد و پيامهاى خود را بر اساس نكات زير به همهء مردم جهان ارسال كند .
1 . اقتصاد سراسر مادى دنياى كنونى به بنبست كشيده شده و هر روز آثار شكست و ناكامى آن در ادارهء مجتمع انسانى آشكارتر مىشود و از عواقب سوء آن نه تنها ملتهاى ضعيف رنج مىبرند بلكه پيشتازان نيز در داخل كشورشان شديداً به زحمت افتادهاند .